میدونی چقدر دلم براتُ اون مسخره بازیامون تنگ شده؟
[دست بنداز دور گردنم بلند بخند بگو که مسخرم]
#خط_خورده
هدایت شده از باغ خرمالو؛
خوشگلا سلام🤍
تصمیم گرفتیم برای ولادت دردونهی امام حسین ، حضرت رقیه یه نذر کوچیک داشته باشیم و دل کلی دختربچهی ناز رو شاد کنیم
البته دوست داشتیم توی این کار شماهم سهیم باشید
پس اگر مایل بودید نیت کنید و توی این کار مارو همراهمی کنید🌱
شماره کارت:
6219861846494242به نام امنیفرد اگر دوست داشتید هم فیش رو برام ارسال کنید🤍 @marriia
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
#تقدیمی
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[راستش وقتایی که ذهنم درگیره سعی میکنم فرار کنم از زندگی عادیم،
ترجیح میدم برم تو تختم و ساعت ها بخوابم،
برم تو گوشیم و توش غرق بشم،
مدام فکر کنم و دنیام رو طوسی کنم،
ولی من این حالت رو دوست ندارم،
من دنیام رنگارنگه،
از سبز و زرد و ابی و نارنجی تشکیل شده و رنگهایی تو ذهنم ساختم که قابل بیان نیستن!
من اون دنیارو دوست دارم،
تلاش میکنم از ذهن شلوغم که تو دنیا واقعی گیر افتاده فرار کنم تا بتونم برسم دنیا رویایی خودم؛
اونجا انتظار من رو میکشه،
انتظار من واقعیم رو..]
-برسا به صندوق پستی : روناک
قلم زده : شاید نویسنده اسبق!
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
#تقدیمی #ننجونِ_درونِ_من ننجونِ درونِ عزیزم؛ [راستش وقتایی که ذهنم درگیره سعی میکنم فرار کنم از زن
وای ناز نازوووووو
چه قشنگ و واقعا بله همینطوره😭😭😭
زندگی کردمش و خیلی آره هستمشم🤍
هدایت شده از < اتاقک نیلا >
وقتی نیما یوشیج به رحمت ایزدی میپیوندن، استاد شهریار و ابتهاج، از دوستان نزدیک یوشیج بودن، که این شعر رو ابتهاج برای استاد شهریار مینویسه:
با من بیکس تنها شده یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه، خدا را تو بمان
من بیبرگ خزان رفته دِگر رفتنیم
تو همه بار و بری تازه، بهارا تو بمان
شهریارا تو بمان بر سر این خِیل یتیم
پدرا یارا اندوه گسارا تو بمان...
هدایت شده از < اتاقک نیلا >
و استاد شهریار در جواب شعر سایه میگه که:
سایه جان! رفتنی هستیم بمانیم که چه؟
زنده باشیم همه روضه بخوانیم که چه؟
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم ندانیم که چه؟
خود رسیدیم به جان، نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم به خاکش بسپاریم که چه؟
بدتر از خواستن، این لطمه نتوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟