داشتم دفترام و ورق میزدم؛
که چشمم خورد به یه اثر قدیمی ((:
گفتم با شما هم به اشتراکش بذارم🥲✨.
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
داشتم دفترام و ورق میزدم؛ که چشمم خورد به یه اثر قدیمی ((: گفتم با شما هم به اشتراکش بذارم🥲✨.
وقت خواب است و ولم پیش تو سرگردان است
شب بخیر، ای نفس شرح پریشانی من!
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
در جوار آقا علی ابن موسی رضا"ع"
به یاد چنل های؛
تلخی قهوه، جانان، نویسنده نقلی، کفتر موفرفری، متن سبز، روناک،قهوه سرد آقای نویسنده، محبنا، حنیفا ، کلبه چوبی حنیفا،گلدون اطلسی، ناگفته هایم،
پیله های یک پروانه، و تمام ممبرهای شاید نویسندا بودم:))