هیچی خلاصهههه رفتیم و همه چی بخیر گذشتُ رفتیم خداحافظی (چون حرفامو خوب نزده بودم)
اومدیم تو پارک نشستیم هیچی موقع برگشت چشاتون روز بعد نبینه وای
از پارک داشتیم دور میشدیم که یه پژو پارس اومدنزدیک دوستم داشت پارک میکرد سرعتشو کم کرده بود (توشم پر از پسر بودن فقط دیدم کلاه کپ داشتن) دوستم جلو تر از من بود
من که خودم گرخیدم
بدترش زمانی بود که اون شروع کرد دویدننننن
مَردِ که اونجا نشسته بود دم در فکر کنم بچش داشت بازی میکرد ما رو همچین با تعجب دید❤😭🙏🏻