+توکه امروزنگاهت به نگاهی نگران است،باش فرداکه دلت بادگران است
- تو راازدورمیبینم که میخندی و می ایی،نگاهم بازحیران توخواهد شد،سراپاچشم خواهم شد...
+دورازنگاه گرم توبیتاب گشته ام،برمن نگاه کن که تب وتابم ارزوست.
-توکیستی که من اینگونه بی تو بیتابم،شب از هجوم خیالت نمیبردخوابم.
هیچ وقت یکی از دبیر هامو فراموش نمیکنم(:
که دستمو گرفت و گفت : یه هنرمند رو از دستاش میشناسن؛
و تاول دستامو نوازش کرد((((:
[یه هنرمند رو از دستاش متوجه میشه شد !]