eitaa logo
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
369 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
879 ویدیو
13 فایل
مولا‌علی‌(ع)؛ آنچه‌ که‌ در دلت‌ پنهان‌ می‌کنی‌ در چشمانت‌ آشکار می‌شود...
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از - هبوط -
اگه قرار باشه سال چهارصد ُدو ، دو یا یه کلمه باشه ، اون کلمات چی هستن ؟ شما کاملش کنید تا من پیاماتون رو بزارم اینجا ( : تگ‌هاتون : @asimeh313 . (اگه‌چنل‌ندارید‌بیاید‌پی‌وی‌بگید)
هدایت شده از ر࣫͝وناک𐙚ִִ
سوگند به شب در آن هنگام که [جهان را] بپوشاند.
هدایت شده از ر࣫͝وناک𐙚ִִ
شبتان خوش، تنِ‌تان بی گزند و روزگارتان شادمان باد.
خواستم بدون حرف نرم ، خب ، امسال واقعا سال قشنگی بود برام درسته هم گریه داشته و درد اما مهم اینه که یادگرفتم زندگی چیه (: میدونید؟ وقتی میگم سال قشنگی بوده نه اینکه همش خوش و خرم و پر از اتفاق های قشنگ! نه زندگی هیچ وقت اینطوری نیست ، برام پر از تجربه بود ، خیلی شکست خوردم و برای بار ۱۰۰ ام هم منتظر شکست خواهم بود! ببینید گاهی زندگی یه بازی هایی باهات میکنه که تو یا میبازیش و یا راه زندگی رو یاد میگیری ! الان وقتی دارم این متن رو مینویسم تمام خاطره ها ، لبخند ها، گریه ها و اتفاق های خوب و بد ، امسال در ذهنم مرور می‌شوند سالِ جدید ، برای من شروع سختی خواهد داشت ... زندگی رو راحت بگیر ، تو آنقدری نخواهی بود.... جوری زندگی کن که امروز آخرین روز زندگیته خب؟ خوب باشید- سه‌شنبه_ ۱۴۰۲/۱۲/۲۹ به ساعتِ۱:۱۴
فور میکنین ۱۵۵ بشیم؟:) اتفاقای خفن تو راهه @Yahosseiin128
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی طوفان می‌شود، باران خواهد بارید.
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
خواستم بدون حرف نرم ، خب ، امسال واقعا سال قشنگی بود برام درسته هم گریه داشته و درد اما مهم اینه که
تا منم از اینا بنویسم سال خوبی نبود درسته شادی زیاد داشت، ولی شاهچراغ۲،کرمان، رفتنِ زن عموم، تو کما رفتن یکی از اقواممون امسالو از ته دل ازش متنفرم امیدوارم سال جدید گل منگلی باشه سه شنبه ساعت یازده و خوردی
امیدوارم از این پیاما دریافت بنمایید خیلی حس خوبیه خیلی
هدایت شده از آرمایِل | armayel "!
Maquia - Rionos Viator.mp3
زمان: حجم: 7M
تقدیم به رونای زیبارو . - چندین سال از اون زمان می‌گذره! خیلی شکسته شدید ،مادربزرگ آیدینلی! اما هیچ وقت یادم نمی‌ره اون زمان رو ، اون زمانی که تک و تنها وارد قصر شدم! اون زمان پدر و مادرم رو از دست دادم و شما تنها پناهم بودید . امپراطور همیشه برام قصه می‌گفتن . ایشون می‌گفتن که این قصه هارو مادرشون ، یعنی شما ، براشون تعریف می‌کردید . اون روز که اون‌ها رو از دست دادم ، بیشتر از همه دلم برای قصه هاشون تنگ می‌شد اما شما پیشم بودید ؛ آه مادربزرگ!شما همیشه برای ما و مردمِ ما زحمت کشیدید اما در آخر به اتهام دروغِ خیانت تبعید شدید! بد‌خواهانِ شما کار خودشون رو کردن .. اما مادر بزرگ آیدینلی ؛ از شما خواهش می‌کنم مانندِ اسمتان باشید ، روشن ، امیدوار! من هنوز هم به قصه های شما نیاز دارم :)))