ستاره ای آمد و ماه را دزدید - به ریشِ خورشید خستهی ما خندید
برای خورشید شب میشد و روز هیچ نمیگذشت؛
ستاره میخورد غم در دل که چرا خورشید اورا نمیخواهد
ستاره غم در دل و ماه، چشم امید را بسته دید ز خویش
و حال اینک، خورشید آمد و ماه را دزدید.
هدایت شده از Paradox!cal Scarecrows
اشپزی کردن و تظاهر به اینکه اره تو برنامه تلویزیونی ای:🛐
هدایت شده از خودواقعیم!
دو تا قهوه گذاشت رو میز گفت بیا بشین اینجا باهم غصه ی تو رو بخوریم!
نگفت گریه نکن، نگفت حالا پیش اومده دیگه چیکار میشه کرد.
آدم باید یکیو داشته باشه باهاش بشینه غصه بخوره. فقط خنده و شادی قشنگ نیست؛ قشنگ بشینید باهم غصه همو بخورید.
هدایت شده از آرمایِل | armayel "!
یه بادِ تندی میاد که امیدوارم
دلخوشیهامو با خودش نبره ...