در مکتب خانه های قدیم،فقط آموزش خوندن برای دختران مجاز بود و دختران نباید نوشتن می آموختند!
علتش این بود که مردم اعتقاد داشتند دختر اگر نوشتن بلد باشد نامه عاشقانه مینویسد
چه غمگینانه:)
از جای برخاسته و به سمت درخت پر از شکوفه ی داخل باغ حرکت کردم:)
...
دیدن او و شکوفه های کوچکش مرا به وجد می اورد
در مقابلش ایستادم و قامتش را نگاه کردم
تلاش میکردم تا تصویرش را کاملا در ذهنم ذخیره کنم و بعد ها برای رفع دلتنگی او را در پشت پلک های بسته ام تصور کنم.
با وزش باد پلک هایم را بستم و ریه هایم را از عطر گل هایش پر کردم
بوی خوشش جانم را تازه کرد:)
زمان وداع رسیده بود .
با چشمانی که سرشار از امید بود
زمزمه کردم ...
فردا برای دیدنت باز خواهم گشت
و سپس او را در آغوش فشردم و با گام هایی آرام از او دور شدم.