هدایت شده از -آیــ𓂆ـه-
_ ما که توقعمان زیاد نبود !
دلمان کسی را می خواست که ما را بلد باشد !
وقتی ببینیم نیست ؛
دلسرد می شویم ، سکوت می کنیم و به هیچ کنشی ، واکنش نشان نمی دهیم ..
خواب دیدم ، با پایِ برهنه دارم از روی
خورده شیشه هایی که بقيه ریختن رد میشم
و برای کشتنِ من سیخ هایِ فلزی نوک تیز
فرو میکنن تو بدنم و من هیچ دردی احساس نمیکنم ((:
نمیدونم چرا فرار نمیکردم ..
یه جوری بودم که عین خیالمم نبود که کلی شیشه
رفته تو پام ، ولی از درون داشتم زجر میکشیدم!
تمشک رو هم به زهر آلوده کردن ..(((: