هدایت شده از زحـل ؛
[ - داشت میرفت سمت ِمسجد از در که رد میشد عبایش به میخِدر گیر کرد ؛ با سینهای سرشار از غم خم شد ، میخ رد خطاب قرار داد ُگفت : زهرا را زِ من گرفتی ، چگونه انتظار داری بمانم ؟ (: ]
هدایت شده از دشـ⋆ـت پــــࢪوانه ها ؛
دیدمکهحرامزادهشدهدشمن ِتو ..
بردامن ِپاک ِمادرممینازم .
هدایت شده از بابابزرگْ میونگ هی
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا