هدایت شده از پیام آخر
با دامن سبزش کنار قالی مادربزرگ نشسته بود. نارنگی های نارنجی.. با عطری برگرفته از بهشت را پوست میکند و بین بچه هایی که در روز تعطیل مدرسه شان به خانه مادربزرگ برای خوردن آش آمدن تقسیم کرد 𓏲
هدایت شده از -ᴍᴀᴍɪʜʟᴀᴘɪɴᴀᴛᴀᴘᴀɪ ^
من اَرگِ بَم و خِشت به خِشتَم مُتلاشی،
تو نقش جهان، هر وَجَبَت تِرمِه و کاشی ..
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
انسان ها فکر میکنند با مرگ همچیز تمام میشود
اما نمیدانند با مرگ همه چیز شروع میشود.