یکی ازم پرسید اخرین باری که دیدیش کی بوده؟
گفتم ۴ سال پیش و خندیدم
و اون ناباور گفت چرا؟
گفتم دیگه دوستش نداشتم
با یه صدای داغون گفت قانع کننده بود (:
اعتراف میکنم صبحها معلمی بودم
که به دبستان میرفتم
غروبها کودکستانی که به خانه برمیگشت...
-جواد گنجعلی.
هدایت شده از ماهورا 𐙚.•
صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار . . .
قدر نوشیدن یک چای بمانی کافیست ! :)