ر࣫͝وناک𐙚ִִ
برای سدنا: کمی که گذشت سر و صدای بچه ها بلند شد.زنگ تفریح خورده بود.وقتی نگار امد و گفت که انگار دم
وحشتناک بود...
قلبم توی خودش جمع شد
ولی ممنوننن
https://eitaa.com/im_afraa/11856
عه نههههه ازت ممنونم
توهمیشه به من لطف کردیییی
فقط احساسمو گفتممم
هدایت شده از مدهوش..
«و قدتُمسِكُ العينانِ والقلبُ يدمعُ!»
+گاهی چشم را از گریه کردن منع میکنی،
اما در مقابل قلب میگرید.
هدایت شده از مدهوش..
همهچیز در آخرین آدمی
خلاصه میشود
که در تنگنای شب به یاد میآورید؛
قلب شما آنجاست...