لبم لبریز از جام حسین است
عروج نام من بام حسین است
اگر جراح قلبم را شکافد
به روی لوح دل نام حسین است
تا جان ز تن برادرت گشت جدا
انگار که جان ز پیکرت گشت جدا
شمشیر ز بودن خودش مانده خجل
چون با لبه اش گل سرت گشت جدا
تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانهاند
عشق در دست حسین بن علیست
42.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا صاحب الامر و الزمان ، دستان ما خالی و دل هایمان پر است !
آقا جان ، فرزندان شما در گوشه گوشه ی این جهان جواب هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنیتان را با خون هایشان میدهند ؛
آغوش بی منتشان به روی آسمان گشوده است .
حضرت حجت ، جان و تن هایمان برای کودکان حریم بیت المقدس میسوخت ! به خودمان که آمدیم ثامنُ الائمه و خواهرش را هم سیاه پوش دیدیم ..
چشمان خلق الله در انتظار آمدنتان خشک شد ..
منتی بگذارید و نفس حقتان را در این حوالی بدرقه ی ادامه ی راهمان کنید !
غم فاطمه های این زمانه را بخرید که در سوگ فرزندان ، گوشت تنشان آب میشود و مسمار در جگرشان فرو میرود .