هدایت شده از نجوایِروح؛
بچه ها
برای کسایی که امتحان ریاضی دارن امروز دعا میکنید؟
ممنون میشم
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
« وقتی میدویدم بیابانها صدایم را میشنیدند، سبزهها آهنگ میخواندند و غم تمام وجود شک را گرفته بود
« پیکانش غیژ غیژ میکرد و وقتی سوارش میشدی صدای آهنگهای سنتی گوشت را به گذشته میبرد و سری به شجریان و حسامالدین سراج میزدی.
وقتی شجریان مرغ سحر میخواند انگار میرفتی به دنیایی دیگر، چگونه بگویم؟ پیکان نبود که بهشت بود، بهشت؛
صندلی هایش کهنه بود، درش هم که پدرت را در میآورد تا بسته میشد
اما میدانی؟.. همین پیکان کهنه را و آن انسان های سیبیلوی با معرفتِ رانندهیشان را، به تمامِ شاسی بلندها ترجیح میدهم. »
[ پیکان رفیگِ دیرینه، اثر جیمز کوروش اکبری ]
وگت تلف کن'