ر࣫͝وناک𐙚ִִ
« وقتی میدویدم بیابانها صدایم را میشنیدند، سبزهها آهنگ میخواندند و غم تمام وجود شک را گرفته بود
« پیکانش غیژ غیژ میکرد و وقتی سوارش میشدی صدای آهنگهای سنتی گوشت را به گذشته میبرد و سری به شجریان و حسامالدین سراج میزدی.
وقتی شجریان مرغ سحر میخواند انگار میرفتی به دنیایی دیگر، چگونه بگویم؟ پیکان نبود که بهشت بود، بهشت؛
صندلی هایش کهنه بود، درش هم که پدرت را در میآورد تا بسته میشد
اما میدانی؟.. همین پیکان کهنه را و آن انسان های سیبیلوی با معرفتِ رانندهیشان را، به تمامِ شاسی بلندها ترجیح میدهم. »
[ پیکان رفیگِ دیرینه، اثر جیمز کوروش اکبری ]
وگت تلف کن'
هدایت شده از کوچولوےخستـہ:)
خب خب امروز هم چالش داریم دوستان..🤝
چالش اینجوریه که شما بمن پیام میدین فقط یه "سلام" من به اکانت های قشنگتون نمره میدم؛و میگم که اکانتتون چه وایبی بهم میده...🤌🏻
تا ساعت 7 وقت دارین و پیام هاتون هم موقع چالش سین میشه..
آیدیم:
@Nargesi_Editor_6
هدایت شده از کوچولوےخستـہ:)
واسه چنل "تکسام" یه ادمین میخوام هر کسی خواست پیام بده بهم.
آیدیم:
@Nargesi_Editor_6
هدایت شده از خودواقعیم!
دیگران مهم هستند اما دلیلی ندارد برای دوست پیدا کردن به فرد دیگری تبدیل شوید. برای پیدا کردن کسانی که دوستتان داشته باشند اولین کاری که لازم است انجام دهید این است که خودتان خودواقعیتان باشید.
ما اهل هیچ هم نیستیم
یک دنیا داریم اهل آن هم نیستیم!
و بازهم گمان کنم که باشد #خط_خورده