eitaa logo
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
451 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
901 ویدیو
13 فایل
آنچه‌ که‌ در دلت‌ پنهان‌ می‌کنی‌ در چشمانت‌ آشکار می‌شود. -مولا علی.
مشاهده در ایتا
دانلود
همانطور که با پاهایش به زمین ضربه میزد مداد را در دستانش چرخاند و دستانش را به دندان گرفت... چشمانش را بست و به صندلی اش تکیه داد و سرش را از پشتیِ صندلی آویزان کرد ...؛ برای معما کده .
بعد از یه دویدنِ طولانی برای کم‌ کردنِ فشار غم هایش، ایستاد و دستی به گرمکن شلوارش کشید و لبخندی زد پس غم هایش را به عمق قلبش فرستاد! برای سدنا .
دستی به شالش کشید و بار دگر خودش را در آینه رصد کرد... روبه‌روی او در صندلی کافی‌شاپ جای گرفت و لبخندی زد گفت : ببخشید که دیر کردم (: برای ماه نگاشت .
همانطور که بالشت را زیر دستانش ردیف می‌کرد، دوباره ویس گرفت با این موضوع که فیلم، سریال جدید میخوام سراغ داری؟ رفت سراغ درست کردنِ پفیلا برای سکانس بعدی ؛ برای کارناوال گربه‌های سیاه .
مثل همیشه دو فنجان چای ریخته بود ! آرام بدون آنکه خودش متوجه بشود،بغض‌ش را با چای فروخورد.. دستانش لرزید و سینی از دستانش افتاد" روی زمین افتاد و به یخچال تکیه کرد ، زانو هایش را بغل کرد ! برای بغض‌های‌فروخورده .
بسته سیگارِ چرمش را از تو جیبش بیرون کشید و یه‌ دونه درآورد ، فندکش را در دستانش چرخاند و روی میز انداخت ! به خودش قول داده بود ترک کند؛پس بدون روشن کردن آن را بین لبانش گذاشت.. برای رماد .
روی مبل جای گرفت و پاهایش را روی میز انداخت ؛ لپ‌تاپ اش را باز کرد و مشغول کارهایش شد ... مثل همیشه بوی نعنا پیچیده بود در فضای اتاق او همینطور بود ! برای جزیره آرکا .
نامه اش را که نوشت ، مهر و موم را برداشت.. در تاریکی شب آن را مهر و موم کرد و نامه را با عطر خودش معطر کرد ! برای رازیل .
به طرفش خم شد و گفت : تو اوج ناامیدی من کسی رو نمیدیدم یعنی شاید واقعا کسی نبود... لبش را با زبانش تر کرد و با چشمانش اشاره ای به جایِ رد خالکوبی اش کرد و گفت اینا رو میبینی؟ یادگار همون روزاست ! [ حالا من این احوال خوبم رو مدیون اهل بیتم ] برای مأوا .
نمی‌دانست چندمین کاغذی بود که در دستانش مچاله می‌شد؟ سرش را روی میز گذاشت،کلافه دستانش را در موهایش فرستاد و نفسش را بیرون داد... حالا عینکِ جدیدی بر چشمانش زد! [همانطور که قهوه اش را مینوشید پیراهنش را به تن زد و ساعت را به مچ دستش بست... تمام شب را بیدار بود برای تمام کردنِ پروژه اش ؛] برای شاید نویسنده .
متشکرم از همراهیتون💛 ببخشید اگر اونقدرا هم خوب نبودن(:
هدایت شده از خودواقعیم!
عزیزم رو پیشونی من نوشته برو دوراتو بزن هروقت بیکار شدی، همه گند زدت به حالت و حوصلت سر رفت بیا سمت من؟