و امروز روز خیلی خوبی بود ✅️
دو زنگ دبیر نداشتیم و خوش بودیم🤍
موهای همو بافتیم🌱
خندیدیم(:
به ترتیب میرفتیم ژست میگرفتیم و
همو میکشیدیم 😂 تصویر های سمی هستن😔✨️
نسکافه خوردیم [:
تو سالن باهم درس خوندیم ✅️
و به قول لاله،اینطور که پیش میره
و همه دبیر ها مریض شدن یا حامله ان
ما آخر سال افتادیم😂😂😂🤲🏻
هیچوقت اونایی رو درک نکردم که
میان میگن بیا با من صمیمی شو/:
برای صمیمی شدن هیچ کاری لازم نیست
فقط به خودت میای میبینی با اون راحت تری
حس قشنگی داری و خودتی
وقتی درباره اولین باری که همو دیدیم
با همدیگه حرف میزدیم😂:
-من فکر میکردم خیلی جدی و خشکی
-خیلی مهربون بودی
-جدی و ساکت
خوشم میاد جدی باشم 😂
و خیلی ساکت هستم "
رها
همچو پرنده ای در باد
می چرخم در هوایت
شاید باز هم
به تیر نگاهت دچار شوم
شاید.
-فرهاد خیاط پور باغبان.
هدایت شده از ماهورا 𐙚.•
خواستم بگم اگه میخواین یکیو برا خودتون نگه دارید هیچ وقت در موردش با کسی صحبت نکنید ( : !
هدایت شده از آرمایِل | armayel "!
موقعیت : هنوز زنگِ آخر مونده ، مامانت
میاد دنبالت و میری خونه ؛ تا یکساعت و
نیم گیجی چرا که یه دلت میگه بگیر
بخواب و اونیکی دلت میگه سرکلاسی یه
نیم ساعت دیگه دووم بیار ..