همش دارم به این جمله فکر میکنم که "گاهی یه اشتباهی که میکنی، نتیجش نوزده نیست؛ صفره."
خیلی سخته اینکه از یه سری ایرادهای شخصیتیت خبر داری ولی پتانسیل برطرف کردنشون رو نداشته باشی.
اونجایی که اون بچهی درونم برای بهدست آوردن یه چیزی اصرار میکنه و دائما میخوام، میخوام و میخوام هاش تو سرم رژه میره و نسبت به عواقب کاری که قراره بکنه یه مودِ "بهدرک" و "واسم مهم نیست" ای میگیره و افسار کنترلم رو از دستم میکشه بیرون خیلی همه چیز ترسناک میشه.