تعبیر رو ببین تو رو خدا!!
کرونا که تو حلق و چشم و بینی مونه، اونکه از رگ گردن نزدیکتره خداست، دیگه واسه ترسوندن ملت هر گلی تناول نفرمایید که...
( و به یقین ما انسان را آفریدیم، و میدانیم آنچه را كه نفس او بدان اندیشه مىكند و ما بدو از رگ گردنش نزدیکتریم/ق. 16)
@Buh_LOL
قیمت لپ تاپ و تبلت و گوشی از یکسو، مشکلات دیگر از سوی دیگر وضعیت رو جوری کرده که نسل بعد بجای اینکه پشت وانت بنویسن "عاقبت فرار از مدرسه" مینویسن "عاقبت نداشتن لپ تاپ/ تبلت/گوشی"، "عاقبت نداشتن نت/عدم اتصال به شاد" "عاقبت آفلاین بودن" و...
@Buh_LOL
اگه چشماش آبی بود، موهاش بور بود، آخر فاملیش هم یه ویچ داشت شاید بیشتر تحویلش میگرفتن، انصافا خوب نتیجه گرفت
پیمان یوسفی اینو در مورد یحیی گل محمدی میگه
و البته متاسفانه نه تنها در فوتبال بلکه همه جا همین هستیم، غریبه پرست و...
@Buh_LOL
آیِ آل کثیر به مادرت بگو برای ملت ایران هم دعا کنه که ابوالفضل علمدار دولت شیخ رو بردار
@Buh_LOL
پاختاکور درستش پخته کاره یعنی پنبه کار
ولی ما هم بجای تلفظ درست که فارسیه تلفظ سختی که خارجیها بکار میبرن رو بکار میبریم
حالا این بماند، برادر عزیز ازبک که برای بازی امروز به پرچم ایران توهین کرده بودی بیا تیمتو بردار برو پنبه تو بکار
@Buh_LOL
ما یه کانال داریم سعی میکنم از هیچ تیمی جانبداری نکنیم
وزیر مملکت رو تو خدا!
@Buh_LOL
بهلول (روزنه)
ما یه کانال داریم سعی میکنم از هیچ تیمی جانبداری نکنیم وزیر مملکت رو تو خدا! @Buh_LOL
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
واکنش مسئولین به مشکلات اقتصادی...
@Buh_LOL
بهلول (روزنه)
آیِ آل کثیر به مادرت بگو برای ملت ایران هم دعا کنه که ابوالفضل علمدار دولت شیخ رو بردار @Buh_LOL
دعاهای مادر آل کثیر تا الان ۳۰۰هزار دلار ارز آوری داشته برا کشور. دولت روحانی چنین کاری رو تو این ۷سال نتونسته بکنه...
✍️احمد شاه مسعود
@Buh_LOL
قیمت پوشک خیلی زیاد شده. این قیمت بالا، خیلی از والدین رو مجبور میکنه تا زودتر از زمان درستش، بچههاشون رو تحت فشار بگذارند که از پوشک بگیرند.
این فشار در بچهها ایجاد استرس و اضطراب شدیدی میکنه که میتونه اثراتش رو در بزرگسالی هم نشون بده./علی رمضان
+لامصب یک پوشک را میگذاشتی بماند برای آینده سازان کشور
@Buh_LOL
📝من و پسرک فال فروش و قاسم سلیمانی و احمدشاه مسعود!
🔻روی صندلی قطار مترو داشتم با موبایلم ور میرفتم که پسرک فال فروش، موقع رد شدن، صفحهی گوشیام را دید. کنارم ایستاد، پرسید عکس کی بود روی گوشیت؟ من هنوز جواب نداده بودم و مشغول تعجب کردن بودم که باز گفت: روشن میکنی گوشیتو که باز ببینم عکس رو؟ روشن کردم و گفتم: بله، عکس قاسم سلیمانیست. با دقت نگاه کرد. گفت: چرا عکسش رو گذاشتی اینجا؟ دوسش داری؟
🔻راستش خندهم گرفت؛ گاهی چقدر توضیح دادن بدیهیات سخت است. خصوصاً وقتی با ادبیات سیاسی خو گرفتهای و حالا سوال سیاسی را بی مقدمه، یک پسرک ده ساله میپرسد که نمیدانی چقدر با فضای ملی و سیاسی آشناست. گفتم بله، دوستش دارم. و پسرک خودش کار من را راحت کرد وقتی گفت: شماها قاسم سلیمانی رو دوست دارید، چون کشورتون رو نجات داده... تازه به چشمهایش دقیق شدم؛ از پشت ماسک که صورتش معلوم نبود. اما چشمهای بادامیاش نشان میداد که اهل افغانستان است.
گفتم: خودت که بلدی ماشاالله. گفت: خواهرم یادم داده، ما هم داریم از این آدمها، یک نفر که کلاه پنجشیری سرش میگذاشت (و دستش را برد بالا و دور سرش چرخاند که مدل کلاه را نشانم بدهد، لابد با خودش میگفت این چه میداند کلاه پنجشیری چیست!) فهمیدم احمدشاه مسعود را میگوید، ولی اسمش را یادش رفته بود. گفتم: احمدشاه مسعود؟ ذوق کرد و برق چشمهایش را دیدم از اینکه منِ ایرانی، احمدشاه مسعودِ آنها را میشناختم. انگار میخواست جلوی عکس قاسم سلیمانی روی گوشی من پز بدهد که بعله، افغانستان هم از این مردانِ مرد دارد. چه میدانست که من مدتی را با کتاب خاطرات همسر احمدشاه مسعودشان زندگی کردهام. (احمدشاه مسعود به روایت صدیقه مسعود)
🔻مسافرهای کمی توی قطار بودند و متعجب از دیالوگهای بین من و پسرک فال فروش، نگاهمان میکردند. گفتم: احمدشاه مسعود را هم کشتند. فکر کنم تو هنوز بدنیا نیامده بودی. گفت: بله، خواهرم به من گفته، و گفته که میخواست کشورم رو نجات بده، با بمب کشتنش...
🔻گفتم: متولد تهرانی؟ گفت: من افغانیامها. گفتم: متوجه شدم، ولی ایران به دنیا اومدی؟ گفت: نه، افغانستان. دو سالهم بود که اومدیم اینجا.
🔻پسرک هنوز فخر فروشیاش تمام نشده بود انگار. گفت: تو گوشیت میزنی احمدشاه مسعود که بالا بیاد و ببینم؟ گفتم: بله. دستهی فالهایش را گذاشت کنار من و گفت: خواهرم واگن بغلیست، برم بگم این ایستگاه پیاده نشه.
تا بیاید، احمدشاه مسعودش روی گوشی من بالا آمده بود. و از بخت او، سومین عکس، تصویری فتوشاپی از احمدشاه مسعود و قاسم سلیمانی کنار هم بود تا من حرف پسرک را در همسانی قهرمانانمان باور کنم. ذوق کرد، فخر فروشی زیبایش کامل شده بود و غرور ملی در چشمهایش هویدا؛ احمدشاه مسعودِ آنها، کنار قاسم سلیمانیِ ما. ما و آنهایی که دروغین است؛ ساختگیست:
هر کجا مـرز کشیدند، شما پُل بزنید
حرف تهران و سمرقند و سرپُل بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِل از نیشابور
با هم آرید و به مخروبـهی کابل بزنید
داشتیم به ایستگاه فردوسی میرسیدیم و باید پیاده میشدم. فقط رسیدم که از پسرک خواهش کنم یاد گرفتن سواد را جدی بگیرد و او هم سعی کرد قول بدهد.
🔻بچههای این سرزمین، قهرمان دارند، اگر تروریستها و حامیانشان بگذارند. پسرک روزم را چراغانی کرد، از او فالی خریدم و پیاده شدم، اما بعد دلم سوخت که کاش گفته بودم خواهرش بیاید و این معلمِ قهرمانشناسیِ پسرک را میدیدم. حواسم رفت پی ظلمی که دولتهای مستکبر برای کودکان این منطقه رقم زدهاند و از دیدن خواهرش جا ماندم. این کودکان هر کدام یک قهرمان هستند، اگر کسی هر روز برایشان طالبان و القاعده و داعش و چه و چه نسازد و به جان زندگیشان نیندازد. پسرک بلد بود سیاست را؛ وطنپرستی اول و آخر سیاست است.
📍پینوشت: میدانم سردار سلیمانی قابل قیاس با هیچ مجاهدی نیست، و میدانم نقدهایی به عملکرد احمدشاه مسعود وارد است؛ اما تحلیل سیاسی که ننوشتم؛ پای غرور ملی پسرکی ده ساله ماندم. پای درس قهرمانشناسی و وطنپرستی. حاج قاسم هم خودش را سرباز میدانست، همین.
✍️کبری آسوپار
@Buh_LOL
کاش حسن روحانی پسر مادر آل کثیر بود
یا مادر آل کثیر مادر حسن روحانی بود
یا آل کثیر رییس جمهور بود
یا هر چی
یه دعایی میکرد حسن روحانی بجای گلزنی به ملت و آدرس آمریکا دادن، به آمریکا گل میزد آدرس ایران رو میداد که اینست ایران و ایرانی
@Buh_LOL