بوی خدا... ✍🏻فاطمه تقی‌زاده کینه و حسادت چیست، چرا تمام نمی شود، پایه این شر را خود خود ابلیس گذاشت، آنجا که به آدم حسد ورزید و از فرمان خدا سرپیچی کرد، از آن روز کینه به دل، تمام قدرتش را جمع کرد تا هرکه بوی خدا می دهد را زمین بزند... به آدم سجده نکرده بود؛ رانده شده و زحم خورده، توطئه هبوط آدم به زمین را چید، قتل هابیل، گوساله سامری، وسوسه برادران یوسف و قعر چاه، ناقه صالح و... هزار هزار خدعه و نیرنگ ... تمام نمی‌شد... اما، روز غدیر شروع کارش بود نمی‌دانست چه کند؛ خیلی تلاش کرد؛ کار‌‌ که به سقیفه کشید خیلی خوشحال شد، احساس غرور و پیروزی می‌کرد. یاد روز هبوط آدم به زمین افتاد، سرمست از پیروزی بود، که ناگاه دختری از جنس نور و لطافت ولی با قدرتی که قوی‌ترین مردان زمانه هم حریفش نبودند، معادله‌اش را بر هم زد. فاطمه، فاطمه‌ای که ثمره وصال، پس از یک اربعین فراق محمد از خدیجه، به فرمان خدا بود... حالا سد محکمی شده بود در برابر تمام زور و توان ابلیس. فاطمه، یک تنه ایستاد و تا دنیا دنیاست چهره نفاق را رو کرد. فاطمه بنیانگذار استقامت و ایستادگی... ایستادگی در برابر سرپیچی در برابر حکم قطعی پروردگار، ابلیس در مقابل انسان سجده نکرد و روزی دیگر دست پروردگانش در مقابل ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب (ع)، سر تعظیم فرود نیاوردند. فکرش را هم نمی‌کرد که یک زن اینگونه زمینش بزند. فاطمه، مثل خود خدا محکم ایستاد و ذره‌ای کوتاه نیامد... فاطمه خیلی بوی خدا می داد... @AFKAREHOWZAVI