دلالتِ زلال دل
✍فهیمه رحمانی
چگونه بیندیشیم؟ سطحی به وسعت تاریخ بشری یا عمیق به بلندای قامتِ امّابیها؟!
اشک، زلالِ دل است که از چشمهی چشم میجوشد و اسرار درون را برملا میکند.
همهی انسانها در طول عمر خود بارها گریستند؛ اما بُکّائینی که از شدت گریهشان، انسانها به شگفت آمدند و نام و یاد آنها با زلال اشکشان آمیخته شد، بیش از چند نفر نیستند.
اولین، آدمِ ابوالبشر است که از فراق بهشت گریست، آنقدر که نامش با اشک چشمانش گره خورد.
دوم، یعقوب نبی بود که از فراق یوسفش میگریست، آنقدر که نور چشمانش در خونِ دل و اشک چشمانش به سیاهی فرورفت.
یوسف نیز در فراق پدر بسیار گریه کرد و در این جرگه وارد شد.
و حضرت علی بن الحسین(ع) که بیستوسه سال آشکارا در تمام روزهای سال بر عاشورا میگریستند.
افراد دیگری هم در میان بُکّائین نامشان آمده است؛ اما تنها بانوی این جرگه، حضرت فاطمه بنتمحمد مصطفی(ص) است.
ایشان در فراق پدر به این اشکهای آتشین دچار شدند و از غم دوری پدری میگریستند که بابِ وحی الهی بود و جز خداوند، کسی یارای درک وجود او را نداشت.
با وجود این غم عمیق و این جراحتِ التیامنیافته، تمام همّت خود را برای یاری حق به کار گرفت. برای احقاق حق خویش که مسیر راهزنان خلافت را میبست، تلاش کرد.
نه مانند فتنهانگیزانِ قدرتطلب که خون مردم را فرش راه خود میدانند و به هر فتنهای دست میآلایند تا بر اریکهی قدرت تکیه بزنند، و نه مانند بزدلانِ بیدستوپا که اگر نهیبی بشنوند از معرکه میگریزند (معاذالله از این نسبتها)، بلکه در صراط مستقیمی که از مو نازکتر و از شمشیر تیزتر است، با دقّت و همّت حرکت کردند و با وجود غم عمیقی که شمع وجود ایشان را آب میکرد، برای جلوگیری از انحراف ایجادشده از بذل جان خود دریغ نورزیدند.
اما آیا گمراهی صحابه قصهی روز سقیفه بود؟ یعنی این همه انحراف و کژی، ناگهان و خلقالسّاعة در یارانی مخلص و یکرنگ پدید آمد؟ یا این رنگبهرنگی در وجود آنان بود و فقط در این موقعیت برای بروز و ظهور یافتن مجال پیدا کرد؟
امروز هم همان روز سقیفه و همان روز عاشوراست. اصلِ راهیافتن و هدایتشدن، کنار زدن گرد و غبار از سر و روی پیامبرِ درون و حجّتِ باطن است؛ همان ودیعهی الهی، عقل و فطرت. که «العقل ما عُبِدَ به الرحمن و اکتُسِبَ به الجنان».
اگر قرار بود برای گمراهیِ گمراهان، عالم بنشینند و فقط گریه کنند، باید از آغاز رسالت رسول خدا مینشستند و تنها گریه میکردند.
عوام چنیناند:
گاو را باور کنند اندر خدایی عامیان
نوح را باور ندارند از پی پیغمبری
اصلاً گمراهیِ گمراهان و کژرویِ کژروان چه ارزشی دارد که با زلال اشک بانوی دو عالم سنجیده شود؟
مگر اینکه بگوییم ایشان بر زحمتهای بیستوسه سالهی حضرت ختمیمرتبت و خوندلهایی که در راه هدایت بشر خوردند، میگریستند؛ که آن نیز منتسب میشود به وجود عزیز و با منزلت رسولالله(ص).
والسلام علی من اتّبع الهدی.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI