همه میگفتن نمیشه، الکی خودتُ اذیت نکن لبخند میزد و میگفت:انقد التماس میکنم تا بشه! ‌گذشت و گذشت روزای آخر عمرش بود هنوزهم امید داشت که میشه...آخرین نفساشو کنارِ ضریح بود و بعدم همونجا رفت بغلِ ارباب🧡((: