مجلس گل انداخته نه راز خودمون رو می‌تونیم نگه داریم نه راز مردم رو ؛ نمی‌تونیم عیب پوش مردم باشیم نمی‌تونیم از مردم غیبت نکنیم... اختیار گوش خودمون رو نداریم هرچی که گوشمون از اون خوشش بیاد مثلاً از غیبت خوشش میاد ما هم تسلیم هستیم ، از لهو و لعب خوشش میاد،ما هم تسلیمش هستیم . اختیار دستمون رو نداریم اختیار پای خودمون رو نداریم اختیار غضب خودمون رو نداریم میگیم (خود من یکی از آن اشخاص هستم) آقا دیگه عصبانی شدم هرچی به دهنم اومد گفتم عصبانی شدم یعنی چی؟ عصبانی شدم یعنی من یه آدمی هستم که مالک نفس خودم نیستم ، همین قدر که عصبانی شدم اختیار من دیگه دست اوست ، هرچی که به دهنم میاد چون عصبانی هستم میگم .