هدایت شده از 💙ĂMĨŘ ĤÕŜŜÊĨŇ💙
مثلاً: با سلام خدمت شما بینندگان محترم، امیدوارم که حالتون خوب باشه. به برنامه ی خودتون، ویروس ساز خیلی خوش اومدید. بدون مقدمه، مهمون امروز برنامه رو معرفی می‌کنم. جناب آقای ویروس کرونا. _سلام عرض می‌کنم به شما آقای کرونا و بهتون خوش آمد میگم. _بنده هم سلام عرض می‌کنم به شما و همه ی بینندگان ویروس دوستتون! قبل اینکه صحبتامون شروع بشه، این رو بگم که من خانوم هستم، نه آقا. _چطور مگه؟ _برای اینکه فکر نمی‌کنم یه آقا بتونه یه دنیا رو بهم بریزه، ولی یه خانوم اگه بخواد، می‌تونه با روحیاتی که داره، یه دنیا رو بهم بریزه. _بله، عذرخواهی می‌کنم خانوم کرونا. خب بریم سراغ سوالاتمون. اول اینکه بالاخره شما اسم اصلیتون چیه؟ کوید یا کرونا؟ _خب من اسم اصلیم کویده، لقبم کروناست؛ شما کُری جون هم می‌تونید صِدام کنید. _بسیار خب! خب کُری جون چرا کوید 19؟ من اگه به شما نمره می‌دادم، حتماً 20 می‌دادم. چون از وقتی که شما اومدید، بدون تجملات، عروس و دوماد های دم بخت، رفتن خونه ی بخت. اونایی که مُردن، بدون هیچ هزینه ی خاصی، کفن و دفنشون انجام شد. به خاطر شما، دیگه مردم قدر همدیگه رو می‌دونن. قدر سلامتی و رفت و آمد بدون خطر و هزاران چیز دیگه رو می‌دونن. به نظرم شما لایق نمره ی 20 هستید، نه 19. _همه ی اینا درست، ولی خب حتماً یه غلطایی داشتم که بهم 19 دادن‌. _مثلاً چه غلطایی؟ _خب با اومدن من، اکسیژن کمتری به مردم رسید. ماسک یکی از اعضای بدنشون شد و بدون اون، نمی‌تونن زندگی کنن. رفت و آمدا کم که بود، کمتر هم شد. عروسی و ختم و دورهمی های خانوادگی کلاً برچیده شد. قبل از من فقط سرهای بزرگترا توی گوشی بود، ولی الان سرهای همه، مخصوصاً بچه ها رفت توی گوشی و دیگه هم در نیومد. صله ی رحم خیلی ضعیف و حتی به فراموشی سپرده شد و...باز دمشون گرم که با این همه غلط، فقط یه نمره ازم کم کردن. _بله! واقعاً چقدر غلط کردید. من اگه بودم، شما رو این ترم می‌نداختم. در ضمن از اتاق فرمان اشاره می‌کنن، به خاطر اینکه در سال 2019 متولد شدید، اسمتون کوید 19 شده؛ نه چیز دیگه! _خخخ، جالبه! پس توی این مدت هممون سرکار بودیم. _بله، بریم سراغ سوال بعدی! جدیداً یه ویروس جدید به نام کرونای انگلیسی اومده. آیا با ایشون نسبتی دارید؟ _بله! ایشون برادر کوچک‌تر من هستن. _واقعاً؟ چقدر کوچیک؟ _والا وقتی من رو از شیر گرفتن، برادرم به دنیا اومد. _به به! ان‌شاءالله مبارک باشه. میگن این کرونا انگلیسی خیلی هم خطرناکه! درسته؟ _خب از اونجایی که بچه ی دوم خیلی شیطون و بازیگوش تره، بله. برادرم یه کمی ازم شیطون تره و آدما از دستش واقعاً دِق مرگ میشن. _که اینطور! بعضیا هنوز شما رو باور ندارن و میگن کرونا کجا بود؟ توصیه تون به این نوع افراد چیه؟ _خب تعداد کمی هستن که هنوز من رو باور ندارن. ولی همون تعداد کم که من رو باور نداشتن، الان نگاهی به خونه هاشون بکنید که بنر مشکی زدن و خودشون هم دارن شبای اول قبر رو سپری می‌کنن. در ضمن اونایی هم که من رو قبول نداشتن و همچنان زنده هستن، ان‌شاءالله برادرم کرونای انگلیسی جبران می‌کنه و اونا رو به دیار باقی می‌بره. _جالبه! چرا به برادرتون، کرونای انگلیسی میگن؟ آیا اونجا به دنیا اومده؟ _خیر. والا برادر من برای تحصیل به اونجا سفر کرده بود، ولی چون دیگه کنترل جهان از دست من خارج شده، به ایشون زنگ زدم که بیاد کمک کنه، وگرنه جفتمون آمریکا به دنیا اومدیم. من از اینجا هم به برادر عزیزم سلام می‌کنم که از قید تحصلیش زد و اومد تا به من کمک کنه. _درسته! حالا چقدر دیگه مهمون این جهان هستید؟ میشه توضیح بدید؟ _خب من قراردادم با اکثر کشورها، رو به پایانه. ابتدا با تمدید قرارداد با من صحبت شده بود، ولی خب متاسفانه به دلیل سن بالا و شناخته شدن بیش از حد من، تصمیم گرفتن دیگه با من تمدید نکنن و عوضش با برادرم کرونای انگلیسی قرارداد امضا کنن. ان‌شاءالله که برادرم در ادامه ی این راه موفق باشه. _بسیار خب. خیلی ممنون که وقت با ارزشتون رو در اختیار ما قرار دادید. شما می‌تونستید دعوت این برنامه رو نپذیرید و به جاش توی سرکار، جون چند نفر دیگه رو بگیرید؛ ولی خب اینکار رو نکردید. از شما بی نهایت سپاس گذارم! _خواهش می‌کنم. اگر امر دیگه‌ای ندارید، من مرخص بشم! _یه لحظه صبر کنید! مثل اینکه یه تماس تلفنی داریم. الو سلام! لطفاً خودتون رو معرفی کنید. _سلام عمو. من اِبولا هستم، هفت ساله از آفریقا. می‌خوام براتون شعر بخونم. اجازه میدید؟ _بفرمایید اِبولا جان! _ده بیست سه پونزده، هزار و شصت و شونزده، هرکی میگه شونزده نیست، هفده هجده نوزده بیست، کرونا خانوم دیگه نیست، رفته پیش انگلیس، یه کشوره صهیونیست، اون کشوره صهیونیسته، یه کشوره تروریسته! خوب بود عمو؟ _عالی بود عمو جان! خدانگهدار... ♦️نمایشگاه باغ @ANARSTORY