⚫️مرحوم مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار می نویسد: هنگامی که حضرت آدم علیه السّلام به زمین هبوط کرد حضرت حوا را ندید، آن حضرت برای یافتن حوا شروع به جستجو نمود. هنگامی که عبور آن بزرگوار به افتاد، بی جهت اندوهگین و نفس در سینه اش تنگ شد. وقتی به محل شهادت امام علیه السّلام رسید پای مبارکش صدمه دید و خون از آن جاری شد. سر مقدس خود را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: بار خدایا! آیا گناهی از من سرزد که تو مرا عقاب کردی؟ زیرا من تمام زمین را گردیدم و هیچ جا به مصیبتی که در این سرزمین دچار شدم، دچار نشدم؟ خطاب رسید: ای آدم! گناهی از تو سر نزده است، ولی چون فرزندت علیه السّلام ظالمانه در این سرزمین شهید می‌شود، لذا خون تو جاری شد تا با خون حسین همراه شده باشد. حضرت آدم علیه السّلام فرمود: آیا حسین پیامبر است؟ خطاب آمد: نه. ولی سبط حضرت محمّد می‌باشد. حضرت آدم گفت: قاتل حسین کیست؟ خطاب شد: یزید قاتل آن حضرت است که اهل آسمان‌ها و زمین او را لعنت خواهند کرد. حضرت آدم به جبرئیل گفت: من چه بگویم؟ فرمود: یزید را لعنت کن! حضرت آدم چهار مرتبه یزید را لعنت کرد. سپس چند قدمی راه رفت تا به عرفات رسید و حضرت حوا را در آن جا یافت. 📖بحارالانوار،ج۴۴،ص۳۰۱،ح۳۸ ❁❅❁❅❁❅❁❅❁ 🔵 به کانال *افسران جنگ نرم انقلاب اسلامی* در پیام رسان ایرانی ایتا بپیوندید.👇 https://eitaa.com/joinchat/2070216742Cfb46d21fc0