🌹بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم🌹 پدری نوحه کنان گوشه ایوان حرم به لبش زمزمه ای داشت،رضا جان؛ پسرم ✨🍃 پسرم رفته زدستم به دلم تاب بده تشنه معجزه هستم قدحی آب بده ✨🍂 ما،دراین شهرغریبیم،خودت میدانی نکندسائل خودرازحرم میرانی ✨🍃 'مابه این درنه پی حشمت وجاه آمده ایم ازبد حادثه اینجا به پناه آمده ایم' [1] ✨🍂 ارمنی،گبر،یهودی،مسلمان،ترسا داده ای کوروفلج رابه نگاهی تو شفا ✨🍃 ماکه همسایه بانوی کرامت هستیم وبه آ ن گنبدوایوان طلا دل بستیم ✨🍂 درهمین حال وهوابودکه قلبش لرزید حلقه اشک به چشمان پدر،جان بخشید ✨🍃 حسش این بودکه ازغصه رهاخواهد شد شامل مرحمت ولطف رضا (ع)خواهد شد ✨🍂 درهمان لحظه پسرچشم خودش راواکرد دم عیسای جهان باردگرغوغا کرد ✨🍃 روی تختش پسرک مرغ دلش راپرداد با تمام نفسش ذکررضا(ع)را سرداد ✨🍂 حال چندیست نفس از همه بیزا رشده شاعر شعر همان کودک بیمار شده شاعر : سید مصطفی نویسی ❌ فقط با ذکر به نیت امام عج ❌ {❇️ @Ahaadith_Ahlebait❇️}