🗓️تقویم شیعه 👈1 ذی‌الحجّه 🔸عزل ابوبکر لعنت الله علیه 🔥 از تبلیغ سوره‌ی برائت(1) در این روز در سال نهم هجرت، ابوبکر لعنت الله علیه 🔥 از تبلیغ سوره ی برائت عزل شد. سپس صلّی الله علیه و آله مولا المؤمنین علیه السلام را روانه فرمود که آیات برائت را از ابوبکر بگیرد و خود بر اهل مکّه قرائت فرماید. (2) 🔹آغاز ماجرا این بود که در سال 9 هـ صلّی الله علیه و آله ابوبکر رابه مکّه فرستاد تا آیات اوایل سوره ی برائت را بر کفّار بخواند. پس از رفتن او جبرئیل نازل شد : «یا الله، ادای این امر باید به دست شما یا مردی که از شماست انجام شود». به روایت دیگر: «باید علیه‌السلام از جانب تو تبلیغ کند»(3) 🔸 صلّی الله علیه و آله مولا المؤمنین علیه السلام را که به منزله ی جانش بود معیّن کردند و به او فرمودند : شتاب کن و آیات را از ابوبکر🔥 بگیر و در موسم حجّ بر مردمان قرائت کن. 🔹← فرستادن علیه السلام و بازگشت ابوبکر🔥 آن حضرت ناقه ی عضباء (غضباء) را به مولا المؤمنین علیه السلام داد و آن حضرت همراه جابر بن عبدالله حرکت فرمود، و در روز دوّم به ابوبکر 🔥 رسید و آیات برائت را از وی گرفت و اختیار آمدن یا برگشتن را به خود او واگذار کرد. ابوبکر 🔥 به مدینه بازگشت و به صلّی الله علیه و آله عرض کرد : «مرا برای کاری لایق دانستی که دیگران مشتاق آن بودند، ولی مقداری که رفتم مرا معزول نمودی» ؟ ❌❌حضرت فرمود : «من تو را عزل نکردم بلکه خدا تو را عزل کرده است».✅ 🔸← تبلیغ سوره ی توسط علیه السلام 🔹مولا علیه السلام آیات را در سه روز ایّام تشریق در مِنی که مجمع کفّار و مشرکین بود و از بغض و عداوت مولا علی علیه السلام آکنده بودند، هر صبح و شام همراه با فرمایشات پیامبر صلّی الله علیه و آله بر مردم قرائت می نمود و سپس به مدینه مراجعت فرمود. از هنگامی که مولا علیه السلام به مکّه رفته بود، از فراق او آثار حزن بر صورت مبارک صلّی الله علیه و آله ظاهر گشته بود. صحابه با خود می گفتند :شاید خبر فوت آن حضرت از آسمان رسیده، یا از ما دلتنگ شده باشد. 🔸ابوذر رَحِمَهُ الله نزد صلّی الله علیه و آله دارای مقام و منزلتی بود و لذا او را نزد آن حضرت فرستادند. ابوذر کلمات اصحاب را عرضه داشت، و آن حضرت فرمود : «حزن و اندوه من برای مفارقت علیه السلام است». 🔹← بازگشت مولا علیه السلام از تبلیغ برائت 🔸ابوذر برای اطّلاع از حال مولا امام علیه السلام از مدینه به استقبال آن حضرت حرکت کرد، و در اثنای راه به علیه السلام رسید و با آن حضرت دیدن کرد و عرض کرد : پدر و مادرم فدای شما باد، آهسته تشریف بیاورید تا پیشتر بروم و بشارت آمدن شما را به صلّی الله علیه و آله بدهم. ابوذر به سرعت خود را به صلّی الله علیه و آله رسانید و آمدن مولا علیه السلام را به صلّی الله علیه و آله بشارت داد. آن حضرت با اصحاب به استقبال مولا علیه السلام آمدند و چون به آن جناب رسیدند، پیاده شده آن حضرت را در آغوش گرفتند و صورت مبارک خود را بر شانه ی مولا علیه السلام گذاشتند و از شوق دیدار گریستند و علیه السلام نیز گریستند. پس صلّی الله علیه و آله به مولا علیه السلام فرمود : «پدر و مادرم به قربانت، در مکّه چه کردی» ؟ المؤمنین علیه السلام از آنچه انجام شده بود به آن حضرت خبر داد. (4) 🔸مجلسی رَحِمَهُ الله ار تاریخ طبری نقل می کند : ✍️هنگامی که صلّی الله علیه و آله در سال ششم هجرت نظر مبارکش بر این قرار گرفت که به طرف مکّه برای ادای عُمره حرکت کند، عُمَر لعنت الله علیه 🔥 را طلبید و به او فرمود : به مکّه برو و اشراف قریش را از حال ما با خبر کن. عُمَر 🔥 گفت: من بر جانم از اشراف قریش می ترسم! (5) 📚 منابع‌‌ : 1. مناقب آل ابی طالب علیهم السلام : ج 2، ص 144. و ... . 2. مصباح المتهجد : ص 613. و ... . 3. بحار الأنوار : ج 21، ص 273، 274، ج 35، ص 295، ج 95، ص 190. و ... . 4. فیض العلام : ص 107. 5. بحار الأنوار : ج 35، ص 287. و ... . 🌷 نشر مطلب به نیت تبیین عقاید مذهب شیعه با شما عزیزان🌷 @Andishypak8