دلواپسم دلواپسم زهرا
با من نگو حیدر خداحافظ
این زندگی را من نمیخواهم
بی فاطمه بی فاطمه هرگز
زهرا نظر بر سوز و حالم کن
حتی پر از درد و ملالم کن
من تا آخر عمر از تو شرمندم
اینقدر نگو حیدر حلالم کن
پهلو به پهلو می کنی هر شب
دهلو به پهلو کردنت سخت است
پیراهنت خونی شده بازم
از تن برون آوردنش سخت است
آه ای پرستوی علی حالا
فصل پریدن نیست از لانه
تو سوختی اما خیلی کبود هستی
پرستوی مانند پروانه
زهرا غریبی مو نمیبینی
تنهام نذار اینجا همه پست ان
تنهام نذار پیش همون ها که
دستامو پیش چشم تو بستن
با من بگو از کوچه و سیلی
در کوچه رودر رو شدی با کی
پنهان ز من کردی رخ خود را
آن رو زیر چادر خاکی
جان بر لب من آمده زهرا
رخ را نشان من بده زهرا
با من بگو از کوچه های شهر
کی بر رخت سیلی زده زهرا
با بودن من سیلی و کوچه
یک اتفاق غیر ممکن بود
اسماء چرا تابوت می سازی
این چوب گهواره ی محسن بود
یعنی چه غسل زیر پیروهن
یعنی چه این حرفا عزیز من
بازی نکن با جان من زهرا
خوب میشی ای یار مریض من
زهرا تو تنها خانمی هستی
کز شوی عشق خویش لبریزی