🍃 شب بودڪه رسیدیم پادگان شهید مسعودیان. اولین برنامه رزمایش شب بود،رزمایشی ڪه بیشترشبیه یه تئاتر طنزبود،بهانه ایی براے خنده... (خودمانیم گاهــی دلم گریه میخواست؛ خواهی نشوی رسوا!همـ رنگ جماعـت شو) فاصله ی بین مناطق بساط آهنگ های نامجـاز برپاکرده بودیم.. هرمنطقه فقط به فڪـرعکس بودیم گاهی هم خندیدن به آدم هایی که اطرافمون بودند.. 🍃