‌ °✾͜͡👀 🙊 . . 💬 ‌‌زمان‌های قدیم خیلی بارون و برف میومده زمستون بوده بابام میره خونه ی خالش... از زبون بابام: رفتم خونه‌یِ خالم دیدم خونشون آب چکه میکنه، آنقدر سینی و تشت گذاشتن... گفتم خاله برو تاید بریز بالا پشت بوم دیگه چکه نکنه... خاله هم میگه شوهرم یه کارتون تاید خریده؛ تو بشین من برم دو سه تا بریزم هر وقت قطع شد منو صدا کن... بابام هم میگه باشه... تا خاله رفته بالا پشت بوم بابام الفرار🏃🏃🏃 اولی رو میریزه از بابا صدا در نمیاد دومی سومی چهارمی رو میریزه میگه بذار برم پایین ببینم شاید قطع شده میاد درو باز میکنه میبینه همه جا کفه😱😱 بیچاره تو سرما فرش میشوره بابام هم میره کمکش! بابام 20 سالش بوده شر و شیطون😂 . . ''📩'' [ 528 ] سوتےِ قابل نشر و بفرستین •‌⊰خاڪے باش تو خندیدنـ‌ـ😅✋⊱• °✾͜͡ ❄️ Eitaa.com/Asheghaneh_Halal