‌ °✾͜͡👀 🙊 💬 ‌‌‏صبح بیدار شده بودم... گوشی مادرم زنگ می‌خورد، حال بلند شدن نداشتم😩 گذاشتم تا خود شخص پشت خط قطع کنه... دوباره که زنگ زدن متوجه شدم ااااا پسرخاله محترم بودن😅💔 مادرم که جواب دادن نصف و نیمه صدای پسرخاله هم میومد من یه چیزی شنیدم که ایشون گفتن رفته بودن شهر زنگنه و همدان برای مأموریت...😌 منم عاشق لواشک های زنگنه بلند گفتم اگر از اونجا اومدی باید برام آلوچه لواشک بیاری😋 مادرم با شک ازشون پرسید:تو مگه زنگنه ماموریت بودی🙄 در اینجا بود که من فهمیدم کلا اشتباه متوجه شده بودم و قیافه‌ام به 🤣😬🙈 تبدیل شد مادرم به 🤨 پسرخاله 🤔 ''📩'' [ 586 ] سوتےِ قابل نشر و بفرستین 🆔| @Daricheh_Khadem •‌⊰خاڪے باش تو خندیدنـ‌ـ😅✋⊱• °✾͜͡ ❄️ Eitaa.com/Asheghaneh_Halal