﷽
با پدرم رفتم سیرک،
یه زن و شوهر با 4 تا بچه شون
جلوی ما بودند.
قیمت بلیط ها رو که اعلام کردن،
مرد نگاهی به همسرش انداخت؛
معلوم بود که پول کافی ندارد
و نميدانست چه بکند.
ناگهان پدرم یک اسکناس صد دلاری
روی زمین انداخت، پول را از زمین
برداشت و به مرد گفت:
ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد.
مرد که متوجه موضوع شده بود،
بُهت زده گفت: متشکرم آقا.
مرد شریفی بود ولی برای اینکه
پیش بچه هايش شرمنده نشود،
کمک پدر را پذیرفت.
بعد از اينکه داخل سیرک شدن،
ما آهسته از صف خارج شدیم
و بدون دیدن سیرک به خانه برگشتیم
و من در دلم به داشتن چنین پدری
افتخار کردم . . .
☝️ آن زیباترین سیرکی بود که
به عمرم نرفته بودم . . .
| بیایید ثروتمند زندگی کنیم، به جای آن که ثروتمند بمیریم.
@BASIRAT_CYBERI