بصیرت و دوراندیشی در بزنگاه‌های تاریخی با اعمال افراد مشخص می‌شوند، نه با گفتار و شعارها در برهه‌های حساس تاریخی، که به مثابه میعادگاه سرنوشت انسان‌ها و جوامع به شمار می‌روند، آنچه حقیقتاً انسان را از تاریکی نادانی و جهل به نور آگاهی و دانایی هدایت می‌کند، همانا بصیرت و دوراندیشی است که در اعمال و کردار جلوه‌گر می‌شوند، نه در گفتار و شعارهای میان‌تهی و پرطمطراق. بصیرت، که به معنای بینش عمیق و توانایی درک صحیح از مسائل است، همچون نوری است که در دل انسان روشنی می‌افکند و او را قادر می‌سازد تا فراتر از سطح ظاهری پدیده‌ها نگریسته و به ماهیت و حقیقت امور پی ببرد. این بصیرت زمانی به کمال می‌رسد که با دوراندیشی، یعنی توانایی پیش‌بینی و پیش‌نگری دقیق به آینده، همراه گردد. اما این صفات والا زمانی به حقیقت خود تجلی می‌یابند که در مقام عمل و در بزنگاه‌های تاریخی، یعنی هنگامی که تصمیمات و اقدامات انسان‌ها تعیین‌کننده مسیر آینده است، به منصه ظهور برسند. در این لحظات سرنوشت‌ساز، شعارها و گفتارهای بی‌مایه، چون حباب‌هایی توخالی، بی‌ارزش و بی‌تاثیر خواهند بود. آنچه واقعیت دارد و تأثیرگذار است، تصمیمات و اعمالی است که از روی بصیرت و دوراندیشی اتخاذ و اجرا می‌شوند. از منظر فلسفه اسلامی، که بر بنیادهای عقلانی و اصول اخلاقی استوار است، بصیرت و دوراندیشی نه تنها به عنوان فضیلت‌های فردی بلکه به مثابه اموری جمعی و اجتماعی نیز مطرح می‌گردند. در این نگاه، جوامع انسانی برای دستیابی به سعادت حقیقی و پیشرفت پایدار، نیازمند مسئولانی هستند که با بصیرت و دوراندیشی، بر مبنای علم و معرفت صحیح، به هدایت و مسیریابی بپردازند. بنابراین، بصیرت و دوراندیشی در بزنگاه‌های تاریخی و در عمل مشخص می‌شوند، نه در حرف و شعار. گفتارهای زیبا و وعده‌های بلند، اگر با عمل صادقانه و خردمندانه همراه نباشند، همچون گرد و غباری بر باد می‌روند و اثری از خود بر جای نمی‌گذارند. این اعمال است که ماندگار و اثرگذار می‌باشد و تاریخ را به سوی حقیقت و عدالت سوق می‌دهد. در بستر فلسفه اسلامی، بصیرت به مثابه آینه‌ای است که حقیقت را در درون خود می‌نمایاند و انسان را قادر می‌سازد تا از سطح ظاهری امور به عمق و جوهره‌ی آن‌ها پی ببرد. این آینه، انعکاس‌دهنده‌ی نور معرفت الهی است که به واسطه‌ی آن، عقل انسانی به شناختی عمیق و دقیق از هستی و پدیده‌ها نائل می‌آید. اما این شناخت زمانی به حقیقت خویش می‌رسد که با عمل آمیخته شود و در صحنه‌ی واقعیت، به صورت کنش‌های مؤثر و ثمربخش ظهور کند. دوراندیشی، که به معنای تدبر و تأمل در آینده و عواقب امور است و نیز یکی از ارکان مهم حکمت عملی در اسلام به شمار می‌رود. این فضیلت، انسان را از افتادن در دام‌های خطا و ناآگاهی مصون می‌دارد و او را به سوی تصمیم‌گیری‌های خردمندانه و سنجیده هدایت می‌کند. با توجه به این نکات، می‌توان گفت که بصیرت و دوراندیشی دو رکن اساسی در حکمت عملی و اخلاقی اسلام هستند که بدون آن‌ها، هرگونه اقدام و تصمیم‌گیری، دچار نقص و کاستی خواهد بود. از این رو، تأکید بر اینکه بصیرت و دوراندیشی در بزنگاه‌های تاریخی و با اعمال مشخص می‌شوند، نه در حرف و شعار، نشان‌دهنده‌ی این حقیقت است که ارزش و اعتبار هر گفتار و شعاری، تنها زمانی محقق می‌شود که با عمل صادقانه و خردمندانه همراه گردد. این حقیقت را می‌توان در آموزه‌های قرآنی و احادیث نیز مشاهده کرد، جایی که همواره بر لزوم تطابق گفتار با کردار تأکید شده و نفاق، یعنی دوگانگی میان گفتار و عمل، به شدت مذمت گردیده است. این تطابق، نشان‌دهنده‌ی صداقت و اخلاص در نیت و عمل است که یکی از اصول اساسی اخلاقی اسلامی به شمار می‌رود. بدین ترتیب، بصیرت و دوراندیشی نه تنها به عنوان اموری نظری و انتزاعی، بلکه به مثابه راهنمایی عملی و عینی در زندگی فردی و اجتماعی مطرح می‌شوند. در این راستا، عمل به مقتضای بصیرت و دوراندیشی، موجب تحقق عدالت و پیشرفت در جامعه می‌گردد و انسان را به سوی کمال و سعادت حقیقی رهنمون می‌سازد. ✍ سیامک معظمی گودرزی