داستان‌های قرآنی و مذهبی
داستانهای اسلامی از اصول کافی هفت: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم (علیهم السلام) معصوم ششم امام سجاد علیه السلام ابلاغ سلام پیامبر (ص) به امام باقر (ع)، توسط جابر ✅ امام صادق (ص) فرمود: جابر بن عبدالله انصاری، آخرین نفر از اصحاب رسول خدا (ص) بود که هنوز زنده بود، او پیوند گرم و تنگاتنگ با ما خاندان رسالت داشت، او در مسجد می‌نشست و عمامه سیاهی به‌دور سر خود می‌بست و فریاد می‌زد: یا باقر العلم، یا باقر العلم (ای شکافنده و تشریح‌کننده علم و دانش)، منظور او امام باقر (ع) و معرفی او بود. ✳️ مردم مدینه می‌گفتند: جابر هذیان می‌گوید، او می‌گفت؛ سوگند به خدا هذیان نمی‌گویم، بلکه من از پیامبر (ص) شنیدم می‌فرمود: (تو به مردی از خاندان من می‌رسی که هم‌نام من است و چهره‌اش مانند چهره من می‌باشد، علم را می‌شکافد و توضیح می‌دهد این است، راز آنچه را که می‌گویم.) روزی جابر در یکی‌از کوچه‌های مدینه، که در آن مکتب‌خانه‌ای بود عبورمی‌کرد، امام باقر (ع) که درآن‌وقت کودک بود، در آن‌جا بود هنگامی‌که چشم جابر به او افتاد: گفت: (ای پسر! پیش‌بیا). او پیش‌آمد، جابر گفت: برگرد، او برگشت، جابر گفت: شمائل رسول الله والدی نفسی بیده: سوگند به خدائی که جانم در دست او است، سیمای این‌پسر، همانند سیمای رسول خدا (ص) است، آن‌گاه گفت: ای‌پسر! نامت چیست؟ امام باقر (ع) فرمود: نامم علی‌بن‌الحسین (ع) است. جابر به‌پیش‌آمد و سر آن حضرت را می‌بوسید و می‌فرمود: (پدر و مادرم به فدایت، پدرت رسول خدا (ص) به تو سلام می‌رسانید و می‌فرمود: (که سیمای او همانند سیمای من است). امام باقر (ع) هراسان نزد پدرش امام سجاد (ع) آمد و ماجرای ملاقات جابر و گفتار او را به پدر گزارش‌داد. امام سجاد (ع) فرمود: (پسر جانم به‌راستی، جابر چنین گفت؟). او گفت: آری. امام سجاد (ع) فرمود: پسرجان در خانه بنشین (تا از خطر دشمن محفوظ‌بمانی، زیرا جابر، امر تو را فاش‌ساخت.) ❇️ جابر در هر صبح و شام نزد امام باقر (ع) می‌رفت، مردم مدینه می‌گفتند: (عجیب است کار جابر که هر روز به دیدار این‌کودک می‌رود، درصورتی‌که او آخرین نفر از اصحاب رسول خدا (ص) است که باقی‌مانده‌است). ازاین‌جریان، چندان نگذشت: که امام سجاد (ع) به‌شهادت‌رسید، آن‌گاه امام باقر (ع) به احترام هم‌نشینی جابر با پیامبر (ص)، نزد جابر می‌رفت و برای مردم مدینه حدیث می‌گفت. مردم مدینه می‌گفتند: ما جسورتر از این شخص را ندیده‌ایم (که در سنین نوجوانی حدیث‌می‌گوید بااین‌که سال‌خوردگان وجوددارند). امام باقر (ع) از گفتار پیامبر (ص)، مطالبی را برای مردم بیان‌می‌کرد. آنها می‌گفتند: ما دروغ‌گوتر ازاین‌مرد را ندیده‌ایم، از پیامبری برای ما حدیث‌می‌گوید که او را ندیده‌است. امام باقر (ع) وقتی که دید آنها چنین‌می‌گویند، این‌بار حدیث پیامبر (ص) را از زبان جابر نقل‌می‌کرد، آن‌گاه آن‌ها تصدیقش‌می‌کردند، بااین‌که جابر به محضر آن حضرت می‌آمد و از او دانش می‌آموخت. (239) داستان‌های قرآنی و مذهبی در ایتا👇 https://eitaa.com/Dastanqm