داستان‌های قرآنی و مذهبی
واقفیه معتقد بر قائمیت امام هفتم شدند 3️⃣ سومین رویداد، مربوط به واقفیه یا هفتم‌امامی‌ها بود. آنها بر خلاف اسماعیلیه بر امامت امام کاظم متوقف شدند. آنان می‌گفتند موسی‌بن‌جعفر آخرین امام است و کسی را به امامت تعیین نکرده‌است و یا حداقل ما از آن آگاه نیستیم. سران واقفیه از وکلایی بودند که راه انحراف پیش گرفتند و اموالی که از امام کاظم نزدشان مانده‌بود، به امام رضا واگذار نکردند. اینها اگر متوسل به دروغ نمی‌شدند، باید فرزند ایشان را به امامت قبول می‌کردند و وجوه را تسلیم ایشان می‌کردند. لذا منکر فوت امام کاظم شدند و معتقد به قائمیت ایشان شدند. هرچند برخی از آنها به دلیل شبهات فکری و عقیدتی به واقفیه گرایش یافتند که در جای خود محل بررسی است؛ آنها با استناد به روایاتی که قائم را امام کاظم علیه‌السلام معرفی کرده‌بود، بر مهدویت ایشان تصریح کردند. بر این اساس واقفیه می‌گفتند امام کاظم رجعتی خواهد داشت و در آن علیه ظلم و ستم قیام خواهد کرد. هرچند عده‌ای از اینها از کارشان پشیمان شدن و بازگشنتند. در مقابل آنها، شیعیانی بودند که به امامت امام رضا گرایش یافتند که قطعیه شهرت یافتند. دستاویز دیگر آنها در عصر امام رضا علیه‌السلام دیر فرزنددار شدن آن حضرت بود. این امر بهانه‏‌ای در دست واقفیان شده بود، همانها که در امامت امام رضا شک داشتند، به ایشان اعتراض می‌‏کردند که چگونه دعوی امامت می‌کند درحالی‌که جانشینی ندارد. امام علیه‌السلام آنها را دعوت به صبر می‌کرد و می‌فرمود خداوند پسری به من می‌بخشد که میان حق و باطل جدایی اندازد‌. با وجود آنکه شاهد ولادت امام جواد (علیه‌السلام) بودند، باز هم به عقاید خود ماندند؛ لذا امام رضا (علیه‌السلام) در توصیف آنها فرمود: واقفیه خران از شیعیان هستند؛ الْوَاقِفَةُ هُمْ حَمِیرُ الشِّیعَةِ». سپس استناد به آیه فرمود: «إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا؛ نان جز مانند حیوانات نیستند، بلکه گمراه‌‏ترند.» همه اینها از جهالت یک عده شیعیانی ناشی می‌شد که معرفت کافی به امام نداشتند و این زنگ خطری نیز برای ما محسوب می‌شود. کسانی لغزیزند که سبقه‌ای در مسائل دینی داشتند و همنشین اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بودند. ♦️زمانی‌که امام کاظم خود را فدای شیعیان کرد عجیب است که امام کاظم علیه‌السلام در روایت قابل تأملی فرمود: خدای عز و جل بر شیعه غضب کرد، پس مرا مخیر ساخت که یا من و یا آنها فدا شویم، به‌خدا من با دادن جان خودم ایشان را حفظ کردم؛ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ غَضِبَ عَلَى اَلشِّیعَةِ فَخَیَّرَنِی نَفْسِی أَوْ هُمْ فَوَقَیْتُهُمْ وَ اَللَّهِ بِنَفْسِی». یعنی شیعه به دلیل رفتارهای منفی که پیش‌گرفته‌بود، در معرض غضب الهی قرار داشت، اما امام کاظم با گروگذاشتن جان خویش و وساطتی که به‌خرج داد، از خدا برای شیعیان مهلت گرفت. هرچند اهل‌بیت جز خواست و رضایت خدا نمی‎خواهند. 📚خبرگزاری تسنیم 1 فروردین 99 داستان‌های قرآنی و مذهبی در ایتا👇 https://eitaa.com/Dastanqm