۱۰ آذر ۱۳۶۶ 🌴دوران 📷☝️ بدرقه فرزند💕 ا▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️ مادر شهید : آخرین بار او را جلوی سپاه او را دیدم . در حال عزیمت به جبهه بود و برای بدرقه او رفته بودم . به غلامرضا گفتم : بیا دورت بگردم . گفت : مادر این حرف ها را نزن ، ضد انقلاب خوشحال می شود ، برو خدا را شکر کن . من این دفعه که می روم شهید خواهم شد . مادر ! با چشم باز می روم و شهید خواهم شد . به منزل بر گشتم و به همسرم گفتم : غلامرضا رفت و خیلی ناراحت هستم . همسرش هم گفت: من هم همین طور ، پیش از این ، موقع رفتن سمیه را نمی بوسید ولی این بار از وسط راه بر گشت و صورت سمیه را بوسید و رفت .دوازده روز گذشت و پانزده روز مانده به عید خبر شهادتش را آوردند. ------------------------------------------- ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas 🌴 کانال "دفاع مقدس"