#خاطرات جنگ
یکی از لودرها که راننده تازه کاری روی آن کار می کرد ، در منطقه و حین عملیات خراب شده بود و راننده غرق در روغن و گل و خاک ، داشت آن را تعمیر می کرد. در حین سرکشی به همراه حاج مرتضی به لودر رسیدیم. حاجی وضعیت او را که مشاهده کرد ، برای کمک به طرف او رفت. به کمک هم لودر را خیلی زود تعمیر کردند. راننده ... پس از تمام شدن کار و ضمن تشکر از حاجی گفت :«اگر فرمانده منطقه اینجا بود ، به من کمک نمی کرد ، ولی شما لطف کردی و کمک کردی!»
حاجی گفت :«از خدا بخواه تا فرمانده منطقه را آدم کنه!» و بعد به سمت خودروی خود رفت.
من که این اوضاع را دیدم خودم را کنار راننده لودر رساندم و آهسته گفتم :«بابا این بنده خدا حاج مرتضی ... فرمانده منطقه است ، نباید اینجور می گغتی !»
راننده به طرف حاجی دوید و گفت :«تا من را نبخشی ، نمیذارم بری.»
حاجی پیشانی اش را بوسید و با لبخند گفت :«تو را می بخشم به شرطی که از خدا بخوای من را آدم کنه.»
شهید حاج مرتضی شادلو
او یک مرد بود
📖 📚 سیره شهدای دفاع مقدس(۲۴) ص۲۳۹
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس"
https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk
▫️ گروه واتساپ "دفاع مقدس ۲"
https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس ۳"
https://chat.whatsapp.com/LZc5irwIxpb63wUcYPa64A
تلگرام
https://t.me/Defa_Moqaddas
ایتا
http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است