「📖」
بنىاسراييل قوم موسى ، هنگامى كه خواستند تا در شهرها جاى بگيرند و شنيدند كه بايد با اين قدرتهاى مسلّط بجنگند و با آنها درگير شوند، كنار كشيدند و به موسى گفتند :
«
فَاذْهَب انْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا انّا هيهنا قاعِدُونَ»
تو با خداى خودت برويد؛ پس بجنگيد ما در همين جا نشستهايم!
راستى، چه كسى بايد ضعفهايش و كسرىهايش تأمين شود و تقويت شود؟ چه كسى بايد در فاصلهى تولّد و مرگ به رشد و كمالش برسد !؟ چه كسى بايد ترس و بخل و ضعف را از دل و دستش بتكاند؟ اينها مىگويند ما در همين جا در كنار اين همه ضعف و ذلّت مىنشينيم ، تو و خداى خودت كارها را عهدهدار شويد!
آيا اين حرف، معقول و منطقى و درست و به جاست!؟
هيچگاه خداباجِ بىكارى و تنبلى ما را نمىدهد!
کتاب نامه های بلوغ صفحه ۱۰۷