💎✨انسانی که سگ شد و انسان شد ⭕️🌷وَ مِنْهَا: مَا قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ : حَجَجْتُ مَعَ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَجَلَسْنَا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ تَحْتَ نَخْلَةٍ يَابِسَةٍ فَحَرَّكَ شَفَتَيْهِ بِدُعَاءٍ لَمْ أَفْهَمْهُ ثُمَّ قَالَ يَا نَخْلَةُ أَطْعِمِينَا مِمَّا جَعَلَ اَللَّهُ فِيكِ مِنْ رِزْقِ عِبَادِهِ قَالَ فَنَظَرْتُ إِلَى اَلنَّخْلَةِ وَ قَدْ تَمَايَلَتْ نَحْوَ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ عَلَيْهَا أَعْذَاقُهَا وَ فِيهَا اَلرُّطَبُ قَالَ اُدْنُ فَسَمِّ وَ كُلْ فَأَكَلْنَا مِنْهَا رُطَباً أَعْذَبَ رُطَبٍ وَ أَطْيَبَهُ فَإِذَا نَحْنُ بِأَعْرَابِيٍّ يَقُولُ مَا رَأَيْتُ كَالْيَوْمِ سِحْراً أَعْظَمَ مِنْ هَذَا فَقَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ نَحْنُ وَرَثَةُ اَلْأَنْبِيَاءِ لَيْسَ فِينَا سَاحِرٌ وَ لاَ كَاهِنٌ بَلْ نَدْعُو اَللَّهَ فَيُجِيبُ وَ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ أَدْعُوَ اَللَّهَ فَيَمْسَخَكَ كَلْباً تَهْتَدِي إِلَى مَنْزِلِكَ وَ تَدْخُلُ عَلَيْهِمْ وَ تُبَصْبِصُ لِأَهْلِكَ فَعَلْتُ قَالَ اَلْأَعْرَابِيُّ بِجَهْلِهِ بَلَى فَدَعَا اَللَّهَ فَصَارَ كَلْباً فِي وَقْتِهِ وَ مَضَى عَلَى وَجْهِهِ فَقَالَ لِيَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اِتَّبِعْهُ فَاتَّبَعْتُهُ حَتَّى صَارَ إِلَى حَيِّهِ فَدَخَلَ إِلَى مَنْزِلِهِ فَجَعَلَ يُبَصْبِصُ لِأَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فَأَخَذُوا لَهُ اَلْعَصَا حَتَّى أَخْرَجُوهُ فَانْصَرَفْتُ إِلَى اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا كَانَ مِنْهُ فَبَيْنَا نَحْنُ فِي حَدِيثِهِ إِذْ أَقْبَلَ حَتَّى وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ جَعَلَتْ دُمُوعُهُ تَسِيلُ عَلَى خَدَّيْهِ وَ أَقْبَلَ يَتَمَرَّغُ فِي اَلتُّرَابِ وَ يَعْوِي فَرَحِمَهُ فَدَعَا اَللَّهَ لَهُ فَعَادَ أَعْرَابِيّاً فَقَالَ لَهُ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ هَلْ آمَنْتَ يَا أَعْرَابِيُّ قَالَ نَعَمْ أَلْفاً وَ أَلْفاً. 🔵🌷على بن ابى حمزه مى‌گويد: با امام صادق سلام الله علیه به حجّ‌ مى‌رفتيم كه زير درخت خرماى خشكيده‌اى فرود آمديم. حضرت زير لب دعايى را زمزمه كرد كه من نفهميدم. سپس فرمودند: اى درخت! از طعامى كه خداوند در تو قرار داده است به ما بخوران. راوى مى‌گويد: ناگهان متوجّه شدم كه شاخه‌هاى درخت، به سوى امام متمايل شدند، در حالى كه خرماى تازه داشتند. حضرت بسم اللّٰه گفتند و شروع به خوردن كردند. و ما هم به دستور ايشان خورديم كه بهترين خرما بود. عربى باديه‌ نشين، چون اين منظره را مشاهده كرد، تعجّب نمود و گفت: تا به امروز، سحرى به اين بزرگى نديده بودم! حضرت فرمودند: ما وارثان پيغمبرانيم و در بين ما ساحر و كاهنى پيدا نمى‌ شود. هر وقت از خدا بخواهيم اجابت مى‌كند. عرب نپذيرفت و باور نكرد! حضرت فرمودند: مى‌ خواهى از خدا بخواهم تا تو را به صورت سگى در آورده و نزد خانواده‌ات برگردى و مقابل آن ها دم بجنبانى‌؟ عرب كه جاهل بود و نمى‌فهميد، گفت: آرى. حضرت از خداوند خواستند تا او را به صورت سگى مسخ كرد. آن سگ به راه افتاد و رفت. راوى مى‌گويد: امام به من دستور دادند كه دنبال او بروم. من نيز رفتم و ديدم وارد منزل شد و در مقابل عيال و اولادش، دم خود را جنبانيد. آنها عصا برداشته و او را از خانه بيرون كردند. آنگاه من به حضور حضرت رسيدم و جريان را گزارش كردم. ناگاه متوجّه شدم كه آن سگ برگشت و روبروى حضرت، ايستاد، دمش را مى‌جنباند و اشك مى‌ريخت. حضرت به او ترحّم كردند، دعا كردند تا خداوند او را به حال اوّل برگرداند. در همان حال خداوند متعال او را به حال اوّل برگرداند. حضرت از او پرسيد: اكنون ايمان آوردى‌؟ گفت: بلى هزار هزار بار ايمان آوردم. 📜الخرائج و الجرائح ج ۱، ص ۲۹۶ 💞🤲اللهم عجل لولیک الفرج @DinAssLamm 💫♥️