🌷🇮🇷🥀
🇮🇷🌷
🥀
*💎 گاه شمار محرم تا اربعین حسینی (ع)*
*👈 قسمت یازدهـم:*
*🌹 روز یازدهـم محـرم سال ١٣۶١ ه.ق.؛*
*🔹عبور کاروان اسرای کربلا از کنار بدنهای مطهر شهدا:*
کاروان اسرای کربلا در ظهر روز یازدهم محرم از کنار بدنهای مطهر شهدا عبور کرده، راهی کوفه شدند.
عمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال ۶١ هـ .ق. تا ظهر در زمین کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز خواند و آنان را به خاک سپرد؛ در حالی پیکر پاک فرزند رسول خدا صلىالله علیه و آله و یاران پاکبازش در زیر آفتاب رها شده بود!،
*🔹جداکردن سرهای شهدای کربلا:*
در همین شرایط بود که عمربن سعد به لشکرش دستور داد سر مبارک شهدا را از بدنها جدا کنند تا به قصد تقرّب به ابن زیاد و یزید ملعون و گرفتن جایزه، به همراه کاروان اسرای کربلا با خود به کوفه و شام ببرد!.
سپس ابنسعد ملعون دستور داد سهم قبیلههایی که در جنگ شرکت کرده بودند از تعداد سرها را مشخص کنند تا پاداش هر قبیله تعیین شود! و با تخصیص سرها بین قبایل، هر کدام پاداش و هدیهای جداگانه از یزید ملعون دریافت کنند!. بهنظر میرسد که میزان شرکت قبیلهها در کربلا، معیاری برای سهم آنها میشد.
این سرهاى پاک که مجموع آنها با سر مطهر امام علیهالسلام به ٧٢ سر نورانى مىرسید اینگونه بین قبائل تقسیم شد:
١- قبیله کنده به سرکردگى قیس بن اشعث، سیزده سر!
٢- قبیله هوازن به فرماندهى شمر بن ذى الجوشن، دوازده سر!
٣- قبیله تمیم، هفده سر!
۴- قبیله بنى اسد، نه سر!
۵- قبیله مذحج، هفت سر!
۶- سایر قبایل، سیزده سر!
همچنین عمربن سعد، سر مقدس حضرت سیدالشهدا علیه السلام را به خولی سپرد تا جداگانه به قصر عبیداللهبن زیاد در کوفه ببرد!.
چون روز به نیمه رسید، عمر بن سعد دستور داد تا اهل بیت امام حسین علیهالسلام را بر شترها سوار کردند. حضرت زین العابدین علیهالسلام را هم در حالی که بیمار بود، با غل و زنجیر بر اشتری سوار نمودند!. هنگام حرکت کاروان اسرا از کنار قتلگاه، صدای شیون و گریه بانوان بلند شد که به یکباره غوغایی در کربلا به پا شد!.
مشاهده آن صحنههاى دلخراش با آن بدنهاى پاره پاره و پایمال سمّ اسبان که عمدتاً قابل شناسایى نبودند، مىتوانست هر بینندهاى را از پاى درآورد ولى طمأنینه و آرامشى که در زینب کبرى علیها السلام، یادگار صبر و شکوه على علیهالسلام ظهور کرد و صلابت و استحکامى که در کلمات دلنشین او موج مىزد، تا حدود زیادى آن فضاى سنگین را شکست و آن را براى آل رسول قابل تحمل کرد.
حضرت زینب سلامالله علیها با چشمی خون فشان رو به بدن مطهر برادر کردند و فرمودند:
*«به فدای آنکس که سپاهش روز دوشنبه غارت شد! به فدای آنکس که ریسمان خیامش را قطع کردند! به فدای آنکس که نه غایب است تا امید بازگشتنش باشد و نه مجروح است که امید بهبودش باشد! به فدای آنکس که جان من فدای او باد! به فدای آنکس که با دلی اندوهناک و با لبی عطشان او را شهید کردند! به فدای آنکس که از محاسنش خون میچکید».*
زینب که مىدانست دشمن در انتظار است تا با دیدن کوچکترین نشانهاى از ضعف و پشیمانى درخاندان پیامبر، قهقهه مستانه سر دهد، با دیدن پیکر به خون آغشته برادر، رو به آسمان کرد و گفت:
*«أَللَّهُمَّ تَقَبَّلْ هذا الْقُرْبانَ؛ خدایا این قربانى را قبول فرما!».*
نکته قابل توجه در این فرمایش حضرت زینب سلام الله علیها آن است که شهادت امام حسین علیه السلام و غارت خیمه های آن حضرت را روز دوشنبه بیان فرمودهاند در حالی که بنا به گفته تمام تاریخ نویسان روز عاشورا، روز جمعه یا شنبه بوده است!.
از این رو باید گفت که این کلام بلند آن حضرت، به روز دوشنبهای اشاره دارد که غاصبان خلافت در سقیفه بنی ساعده دور هم جمع شدند تا سنگ بنای انحراف و گمراهی میلیونها مسلمان را بگذارند؛ پس در همان جا واقعه کربلا را نیز که ثمره این فتنه ننگین بود، طراحی نمودند و در حقیقت خنجری که شمر ملعون در عصر عاشورا بر گلوی نازنین امام حسین علیهالسلام قرار داد، غاصبان خلافت در سال ١١ هـ. ق. آن را از غلاف بیرون آورده و برای کشتن امام حسین علیهالسلام آماده کرده بودند!.
ادامه . . .👇