🔸حکایتی جالب از مال اندوزی های سالانه و دزدی روزگار
🔹مردی مزرعهای آفتابگردان کاشت و محصولش را در چند گونی ریخت و در انبار خانهاش ذخیره کرد تا نزدیک عید گران تر شود و آن ها را بفروشد.
🔸دزدی شب به انباری او زد و تمام آفتابگردان ها را برد و در ته یکی از گونیها، کمی از آفتابگردانها را رها کرد.
🔹او دست نوشتهای به این مضمون گذاشت:
«زحمت یکسالهات برای من بود. این مقدار را هم گذاشتم، یک موقع نبری مصرفشان کنی. برو کشت کن سال بعد همین موقع باز در خدمتم!»
🔸در روایت آمده است:
«هر روز فرشتهای بین زمین و آسمان ندا میدهد؛ ای مردم بسازید برای ویران شدن، و بزایید برای مردن، و بگذارید دنیا را و بگذرید از مال دنیا برای بردن.»
🔹هرساله جمع میکنیم و دزدِ نفس با خوردن و خوابیدن؛ تمام زحماتمان را از ما میگیرد و میدزدد و ما آسوده برای سالِ بعد کار میکنیم و دو دستی نتیجۀ زحمات و تلاشمان را تحویل سارق ایام میدهیم و روزِ مرگ، میبینیم چیزی برای خودمان باقی نگذاشتهایم و دریغ از هیچ انفاق و بخشش و عمل صالحی!
┈••••✾•🌼•✾•••┈┈
🥢
#جهانِ_پس_ازمرگ👇
eitaa.com/joinchat/787349625C44347bd843
🔴
#نــــــــشر حداکثری ☝️