.
❇️ جمعه سیاه ۱۷ شهریور۵۷ ❇️
✍ پورخردمند
فاجعه خونین ۱۷ شهریور ۵۷ ؛ یکی از نقاط عطف تاریخ انقلاب اسلامی و نیز آغازی بر پایان رژیم ستم شاهی بود که سعی میکرد پشت شعارهای فریبکارانه تحت عنوان فضای باز سیاسی و آشتی ملی ؛ چهره ای صلح طلب ؛ آزادی خواه و مردم دوست از خود نشان دهد . هر چند پایه های سلطنت شاه از مدتها قبل بویژه در سلسله حوادث و اتفاقاتی که در سال ۵۶ با فوت مشکوک فرزند حضرت امام (ره) ؛ مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه در ۱۷ دی ؛ قیام خونین مردم قم در ۱۹ دی ؛ اربعین شهدای قم در قیام ۲۹ بهمن مردم تبریز و اربعین شهدای مردم تبریز در شهرهای شیراز ؛ اصفهان ؛ جهرم و یزد ؛ به لرزه در آمده بود که میتوان از آنها در قالب عوامل شتاب زای پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی نام برد . در این میان ؛ قتل عام مردم در ۱۷ شهریور که منجر به شهادت قریب چهار هزار نفر اعم از زن و مرد و پیر و کودک و نوجوان از حیث عمق جنایت شبیه کشتار مردم در قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۴۲ بود .
در سال ۱۳۵۵ کارتر با شعار حقوق بشر به قدرت رسید و بدنبال آن بود که در کشورهایی مثل ایران سیاست اجرای حقوق بشر به اجرا در بیاید بر همین اساس از شاه خواست بنوعی رفتارهای دیکتاتور مآبانه را تعدیل کند . شاه از طرفی مجبور بود این سیاست را بر خلاف میل باطنی خود اجرا کند که در راستای آن در طول سال ۵۷ چهار دولت هر کدام برای مدت کوتاهی روی کار آمدند که اوج آن دولت شریف امامی بود که با شعار آشتی ملی و با وعده مبارزه با فساد ؛ آزادی مطبوعات ؛ بستن قمارخانه ها و مشروب فروشی ها ؛ دستگیری و برخورد با مقامات فاسد به قدرت رسید اما هیچکدام از این اقدامات در مسیر حرکت مردم ایران ذره ای خلل ایجاد نکرد چرا که هم اعتراضات اجتماعی مردم به رهبری حضرت امام خمینی در پیشبرد اهداف متعالی خود به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده بود و هم ادامه حیات رژیم پهلوی با اقدامات و شعارهای فریبنده ؛ امید نجاتی برای محمدرضا شاه بدنبال نداشت . شاه تنها راه حفظ سلطنت را خشونت و سرکوب بیش از پیش مردم می دانست لذا از کارتر درخواست کرد ایران را از اجرای سیاست حقوق بشری معاف کند و در توجیه آن گفته بود که مردم ایران هنوز به آن درجه از شعور و آگاهی نرسیده اند که با آنها در مورد دموکراسی و حقوق بشر حرف زد ؛ کارتر هم با این درخواست حکومت ایران موافقت کرد و بنوعی دست شاه را در خشونت و برخوردهای خشن و دستگیری و شکنجه مردم و آزادیخواهان باز گذاشت بطوریکه فاجعه جمعه سیاه و دستور کشتار بیرحمانه مردم دو روز قبل از آن توسط مقامات آمریکا در جلسه محرمانه در تهران صادر گردیده بود .
امام خمینی در پیامی که در مرداد ۵۷ بمناسبت کشتار مردم اصفهان صادر کرده بودند از مردم خواستند از هر فرصتی برای گسترش اعتراضات و افشای جنایات رژیم ستم شاهی استفاده کنند . فاجعه آتش سوزی در سینما رکس آبادان که منجر به کشته شدن بیش از چهار صد نفر گردید ؛ موج ناآرامیها را وارد مرحله جدیدی کرد که بدنبال آن مردم در اعتراض به نخست وزیری شریف امامی ؛ روز ۱۳ شهریور مصادف با عید فطر در تهران و دوازده شهر دیگر تظاهرات کردند که رژیم از گسترش آن و تعطیلی مداوم در روند حکمرانی نگرانی زایدالوصفی داشت . برای کاستن از این نگرانیها ؛ اویسی فرمانده نیروی زمینی ارتش با حفظ سمت به فرمانداری نظامی تهران منصوب گردید اما نه تنها حضور او در عرصه میدانی فضا را آرام نکرد بلکه بر التهاب آن افزود . مردم دو روز متوالی در قالب دسته های بزرگ از ساعت ۶ صبح در میدان شهدا ( ژاله سابق ) تجمع کردند و با افزایش جمعیت شعارهای ضد حکومتی فراگیر شد اما هیچگونه درگیری بوجود نیامد منتها روز ۱۷ شهریور از سوی فرمانداری نظامی تهران ؛ حکومت نظامی اعلام شد و تمامی خیابانهای منتهی به میدان ژاله توسط ارتش با تانک و مسلسل محاصره شده و تهران به شهر جنگی تبدیل شده بود . ارتش بعد از چندین بار اخطار و عدم توفیق در پراکنده کردن مردم ؛ در نهایت بر خلاف دستورالعمل حکومت نظامی که تنها بر دستگیری احتمالی معترضان اشاره کرده بود با بیرحمی تمام بسوی مردم آتش گشودند و حتی اجازه امداد رسانی به زخمی ها را ندادند و یکبار دیگر خیابانهای تهران صحنه زد و خورد خونین مردم و کشتار آنان توسط جلادان پهلوی گردید . در واقع هدف شاه از کشتار هزاران نفری ؛ ایجاد خوف و وحشت و خاموشی شعله های انقلاب بود تا به حکومت دیکتاتوری خود ادامه دهد .
انتشار فیلم این جنایت در اروپا و آمریکا بازتابهای فراوانی در افکار عمومی جهان داشت از جمله اینکه حکومتی که ادعای رسیدن به دروازه های تمدن را دارد چگونه با مردم خود با خشونت برخورد می کند ؟
پیام امام از نجف قابل تامل بود که ای کاش خمینی در میان شما بود و در کنار شما ؛ در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می شد .
👇👇👇👇