═✧❁﷽❁✧═ 1️⃣ موارد زیر گوشه ای از اختلاف علمای رجالی و حدیثی اهل سنت با یکدیگر است: 🔸 امام ابن منده درباره امام ابی نعیم حرف بسیار زشتی گفته است! 🔸 امام طاهر مقدسی آرزوی کوری(نابودی) امام ابی نعیم را کرده است! 🔸 امام ابن ابی شیبه امام ابن معین را دروغگو می دانست! 🔸 امام ثوری دشمن درجه یک امام ابوحنیفه بود و گفت: ابوحنیفه دوبار به خاطر کفر توبه داده شد! او شوم ترین مولود اسلام است! 🔸امام ابن ابی ذئب امام مالک او را کافر می دانست که باید گردنش زده شود! 🔸 امام ابوحازم امام زهری را (عالم درباری بنی امیه) شرور ترین علما می دانست! 🔸 امام ابن منده امام بخاری را مدلس و فریبکار در حدیث می دانست! 2️⃣ ابن حجر عسقلانی درباره اختلافات فوق می گوید: ✍️ جرح ها و حملاتی که بزرگان (اهل سنت) درباره یکدیگر دارند بدان توجهی نمی شود! خصوصا در مواردی که این اختلاف به خاطر دشمنی و تعصب مذهبی یا حسادت و ... باشد! ... . ◀️ او در ادامه می گوید: ♦️ «ولو شئت لسردت من ذلك كراريس» 🔸 اگر بخواهم درباره این اختلافات (تکذیب ها و تکفیرها و ... میان بزرگان اهل سنت) مطالبی بگویم دفترهای زیادی می شود! (رک: تصویر بالا) 3️⃣ اهل سنت اعتبار روایات _ و در نتیجه دین و مذهب_ خود را، بر اساس اقوال علمایی تنظیم کرده اند که آنها خود، اختلافات فراوانی با یکدیگر داشته اند و همدیگر را تکذیب، تفسیق و تکفیر نموده اند. ✅ آیا با وجود این اختلافات، اعتباری برای روایات آنها باقی می ماند؟ به قول شاعر: 🔹 هر چه بگندد نمکش می زنند 🔹 وای از آن روز که بگندد نمک ✧❁دانشگاه امامت❁✧ 🆔 @Emamat110u