دیروز دکتر کریم مجتهدی استاد برجسته فلسفه غرب تشییع و به خاک سپرده شد. در دوره دکترا، توفیق شاگردی ایشان را داشتم و هیچوقت حلاوت کلاسهایش را فراموش نمیکنم.
با اینکه در دوره کارشناسی، مفصل فلسفه سیاسی غرب را خوانده بودیم اما اعتراف میکنم که تازه چند سال بعد در کلاسهای ایشان با فلسفه غرب به معنای واقعی کلمه آشنا شدم. تسلط بی نظیرش بر فلسفه غرب، دانشجویان را میخکوب میکرد.
یکی از ویژگی های خاص استاد، تعصبی بود که بر هویت ملی و زبان فارسی داشت. گمان میکنم همان جلسه اول بود که اتمام حجت کرد کسی نباید از کلمات انگلیسی استفاده کند، تاکید داشت به جای رنسانس، از «دوره تجدید حیات فرهنگی غرب» استفاده کنیم و معادل بسیاری از کلمات غربی را میگفت و تاکید میکرد که «غرب را خوب بشناسید اما غرب زده نباشید.»
با اینکه آن زمان (یک دهه قبل) 82 سال سن داشت، دقت و نظم و سخت گیری اش زبانزد همه بود. کسی نباید بعد از حضور او در کلاس حاضر میشد (ولو یک ثانیه) و کلاسهایش راس ساعت آغاز میشد و با وجود سن بالا، عین دو ساعت کلاس را صحبت میکرد و بخش زیادی از زمان را نیز ایستاده سخن میگفت.
نماد یک انسان تحصیل کرده، نخبه و با هویت بود که به واسطه تحصیل در سوربن فرانسه، غرب را بهتر از مدعیان شناخته بود اما هیچوقت مقابل غرب، خودباخته نشده بود.
خدایش رحمت کند و درجاتش را متعالی سازد...
پی نوشت: عکس سمت راست تصویر یکی از تکلیفهای کلاسی است که مزین به خط دکتر مجتهدی است. برای آن جلسه استاد گفته بود که بر اساس فهمی که از توضیحاتش درباره فرانسیس بیکن پیدا کرده ایم، یک سوال طرح کنیم.