به شیوه باران... برای او که شیوۀ معمولش سکوت و کم گویی بود، «نگاه» میشد کبوتر نامه بر. به تک تک آدمهایی که می آمدند مسجد، نگاه میکرد. با نگاه سلام می داد، دل جویی می کرد، آنهایی را که ته صف و یا کُنجی نشسته بودند و چندان به چشم نمی آمدند هم می دید. نیازمندها را رصد می کرد؛ به اطرافیانش میگفت آن آقا را می بینید؟ هم او که جلوی در نشسته، این پول را بدهید بهش‌. یا «آن دیگری را می بینید ؟آن گوشه این هدیه را بدهید ببرد. بر اساس خاطره یکی از همراهان به شیوه باران (خاطراتی از سیره زندگی آیت الله بهجت ره) @Etr_Meshkat