‏نگران آقای خامنه ای نباش عزیزی نقل می‌کرد در بهشت زهرای تهران بودم ، پیرمرد باصفایی دیدم که با ادب بالای این مزار ایستاده بود و دعا میخوند. نگاهم بهش بود و مدتها که زیر نظر داشتمش دیدم دست به سینه هنوز بالای مزار هست. بعد پایان دعا متوجه من شد و صدام کرد و گفت: پسرم ازت‏ می‌خوام گاهی برای این شهید فاتحه بخون . گفتم چشم ولی میشه دلیلش رو بهم بگی . گفت من سالها بعد از فتنه 88 برای آقا و سلامتی جسمی و تعرض احتمالی به جان ایشان نگران بودم و اضطراب درونی داشتم. روزی شهیدی با همین شمایل به خوابم اومد و شماره ردیف و قطعه رو هم بهم گفت. ازم پرسید چرا نگران حال آقای خامنه ای هستی ؟ نگران نباش من خودم محافظش هستم . بار اول توجهی به خواب نکردم ، تا اینکه دوباره همون خواب تکرار شد ، همان هفته با حفظ کردن شماره قطعه و ردیف و اومدم بهشت زهرا و دقیقاً همون چهره رو روی قبر دیدم. دیدم تو توضیحات شهید نوشته محافظ رییس جمهور محترم حجت‌الاسلام سید علی خامنه ای . از اون موقع دیگه خوف و ترسی از تعرض به جان آقا ندارم و در عوض هر هفته سر مزار این شهید میام و دعا گوی ایشان هستم و به سایرین هم توصیه میکنم. از عنایت شهدا که عند ربهم یرزقوننند غافل نباشیم