6⃣6⃣1⃣ و از ابو علی اشعری از حسن بن علی کوفی از علی بن مهزیار از عثمان بن عیسی از ابن مسکان از کسی دیگر از ابو عبدالله علیه السلام روایت کرده که حضرت فرمود: هنگامی که داود علیه السلام در عرفات توقف کرد و به مردم نگاه نمود و از کثرت تعداد آنها آگاه شد، رفت به بالای کوه عرفات شروع به دعا نمود. وقتی که مراسمش به پایان رسید، جبرئیل بروی نازل شد و گفت: ای داود، خداوند می فرماید: چرا بالای کوه رفتی و مناجات کردی؟ ترسیدی که من صدای تو را در پائین کوه نشنوم؟
بعد جبرئیل داود را با خود به کنار رودخانه برد و با وی به داخل دریا فرو رفت و مسیر چهل روز در صحرا را در دریا پیمودند. در آنجا یک صخره ای بود آن را کندند و از داخل آن یک کرمی بیرون آمد. بعد جبرئیل به داود گفت: ای داود، خداوند می فرماید: من صدای این کرم را که در میان سنگ و در داخل دریا قرار گرفته می شنوم. پس تو گمان کردی صدای کسی که مرا بخواند بگوش من نمی رسد؟
@Fahma_KanoonTaha