🛑
هنگامی که خواب بودیم...
♦️هنگامی که فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر در گرداب اباطیلی مانند من را در قبر دیگری نمیگذارند و عیسی به دین خود، موسی به دین خود، با ابزار جهالت و تبلیغات دشمنان، بلعیده شد؛
♦️هنگامی که خوراک فکری جوانانمان از شناخت معرفت دینی را معاندین منافق تامین نمودند و به خوردشان دادند که لااکراه فی الدین، اما برایشان واضح نکردیم که هدایت از گمراهی مشخص شده است و اگر عقیده ای به ظهور عمل برسد و حق مشروعی را از دیگری سلب نماید، از مرز عقیده عبور نموده و به حریم عمومی اشخاص تعرض نموده است؛
♦️ هنگامی که چشمهایمان عادت کرد به دیدن روسری های از سر افتاده در کوچه ها و خیابان هایی که در نشانی ها از نام شهدا خبر می دهند، و از کنارشان گذشتیم، دریغ از اخمی و اشاره ای و تذکری و ارشادی؛
♦️هنگامی که علما و مربیان دینی در تبیین حکمت عفاف و حجاب کوتاهی کردند و ابهامات ذهنی نوجوانان و جوانان را دشمن با هجویات خود و سفسطه های فتنه انگیزش پاسخ داد؛
♦️هنگامی که مسئولیت امور سازمان ها و نهادهای فرهنگی را به مدیران اجرایی سپردیم که گزارش دهی های کلیشه ای و از سر رفع تکلیف را به مدیریت تربیتی کمال گرا، ارجح دانسته و به جای آسیب شناسی و ارائه طرح و برنامه، آمار و ارقام انتزاعی کمیت محور از وظیفه های کیفی، به مقامات بالادستی خود ارائه نمودند؛
♦️هنگامی که ارزش های فرهنگی بازیچه ی شعارهای انتخاباتی نامزدها شد و دل سپردن به خواهش های نفسانی شیاطین، جای تعهد به آرمان های نظام اسلامی و انقلاب را گرفت؛
♦️هنگامی که مسئولین، اجرای قوانین فرهنگی و اجتماعی لازم الاجرای مبتنی بر وظیفه ی حکومت اسلامی را بدون ضمانت اجرایی رها نمودند؛
♦️هنگامی که غیرت در بعضی هایمان مرد و حیا بر باد رفت و موضوعات فرهنگی شد اولویت آخر خواسته های ما در سیاستگزاری ها و اجراییات و به اقتصاد گره خورد؛
♦️ هنگامی که ندانستیم اگر دزدیدن ناموس و عفت چشم ها و حرمت نگاه ها و دل های پرهیجان و پرعطش عادی شود، دزدیدن مال و اختلاس به مراتب آسانتر خواهد بود؛
♦️ هنگامی که رسانه ها، سینماها و هنرها ابتذال را به ابتکارات خلاقانه ی ارزش مدار، برتری دادند و جشنواره ی فجر شد عزاخانه ی فجرآفرینان غیور دین مدار و دوربینها از نمایش تصویر نزدیک سیمرغ بگیران به اصطلاح هنرمند به دلیل فضاحت پوشش آنها بر سکوی جشنواره ها عاجز شدند و این سلبریتی ها شدند کعبه ی آمال و سوپر استارهای بعضی از سرمایه های انسانی نوجوان و جوان مملکتمان؛
و...
این گونه شد که چند روزی است شرمنده ی حضرت شاهچراغ در شیراز معرفت خیز و عارف پرورمان شدیم و در تهران آغوش دختران جاهلمان حراج شد و هیهات که با این شتاب به کدام منزل مقصود رهسپار می گردیم و کجا قرار است بار سنگین مجاهدت های شهدا را بر زمین بنهیم؛
و زنهار که خوراک سفره ی ارزشهایمان را در مطبخ بهائیت و یهودیت صهیونیزم بپزند...
✍مریم اشرفی گودرزی
@Fahma_KanoonTaha