✨اولین دلنوشته امروز 🔴داستان تحول🔴 ❤️بِسمِ رَّبِّ العالَمینِ ❤️ 🌺عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است.... 🌺رفتن سر نه عجب داشتن سر عجب است..... 💙دقیق یادمه! 💙آخرای سال ۱۳۹۴ بود،داشتم باخواهرم حرف میزدم که یهو گفت:مادر شهید براشون سخنرانی میکرده،ایشون گفتن که هر مومنی میتونه یه برادر معنوی داشته باشه.... ⭕️من روز قبلش یه عکس دیده بودم از محمدرضا،چشماش انچنان بهم آرامش میداد که عکسو سیو کردم ⭕️ 💙وقتی خواهرم اینو گفت بدون درنگ رفتم سراغ همون عکس..... 💙محمد رضای من برام یه هدیه هم آورد 🎁 💙و اون هدیه ارثیه مادرم بود👈🏻چادر 💙مهم ترین اتفاق زندگیم بعد از آشنایی با داداشم🌺چادری بودنمه🌺 💙از اون روز گناهامم کمتر شده... 💙چون دیگه داداشم میبینتم 💙من عاشق لبخندهای داداشمم😊 💙وقتی عکس شو میبینم انگار دنیا رو بهم دادن... 💙من دیووووونه اینم که وقت گیر بیارم با محمد رضا حرف بزنم.... ❤️البته خدا ی محمد رضا که جای خود دارد😉 💙فقط اونایی که رفیق شهید دارن میفهمم چی میگم.... 💙 یه حسی داره که سراسر آرامشه💞 💜هیچ وقت آرامشی که با نگاه کردن به عکس محمد رضا بهم دست داد رو از یاد نمیبرم💜 ❤️ 😊 💙 💚