✍ یکی از محافظ‌ها تعریف می‌کرد که روال کار ما این بود که صبح‌ها دو عدد نان سنگک می‌خریدیم و به منزل می‌آوردیم بعد از چند دقیقه ایشان بخشی از نان را به یکی از آقازاده‌ها می‌دادند تا برای خوردن ما بیاورند ما نشسته بودیم و دیدیم که در اتاق دائم باز و بسته می‌شود وقتی مراجعه کردیم دیدیم خود پشت در هستند و یک سینی چای در دست دارند و چون با دست دیگرشان نمی‌توانستند در را باز کنند به دلیل مجروحیت در انفجار با پای خودشان این کار را می‌کردند، اما در بسته می‌شد . روی تو مگر آینه لطف الهیست حقا که چنین است و در این روی ، ریا نیست ❤️💚 @Gh63_soldier_VelyatFagih